سفر هیئت تاجیکستان به افغانستان زیر سایه حاکمیت طالبان—سفری که در آن نمایندگان نهادهای امنیتی تاجیکستان نیز حضور داشتند—پرسشهایی را مطرح میکند که کمتر به آنها پرداخته شده است. این نخستین بار پس از چهار سال است که دوشنبه تصمیم گرفته یک هیئت چهاردهنفری را رسماً به کابل بفرستد و همین اقدام ساده، خود آغازگر سلسلهای از پرسشهای مهم است.
نخستین پرسش این است که چرا تاجیکستان پس از چهار سال کشوقوس سیاسی، امنیتی و مرزی، اکنون به این نتیجه رسیده که باید با طالبان گفتگو کند؟ آیا نگرانیهای امنیتی این کشور افزایش یافته؟ یا اینکه فشارهای احتمالی مسکو دوشنبه را به این سمت سوق داده است؟ یا شاید تاجیکستان، در یک تغییر آرام و تدریجی، تصمیم گرفته بهشکل محدود با طالبان وارد گفتگو شود تا دستکم نگرانیهای امنیتیاش در مرزهایی که زیر کنترل طالباناند کاهش یابد؟
اطلاعات غیررسمی نشان میدهد که گفتگوهای هیئت تاجیکستان با مقامات طالبان بهطور خاص بر مبارزه با تروریزم، نفوذ فرامرزی، کنترل مواد مخدر و همکاری اطلاعاتی متمرکز بوده است. این نگرانیها جدید نیستند؛ با این حال، سطح شدت آنها تغییر کرده است. سرویسهای امنیتی تاجیکستان با ترکیبی از تهدیدات مواجهاند: بقایای شاخه خراسان داعش، گروههای رادیکال محلی با هواداران داخلی، و شبکههای جنایی مرتبط با تجارت هروئین و سایر مواد مخدر. نگرانی تاجیکستان با ناتوانی طالبان—به دلیل کمبود توانایی و تمایل بنیادی—در اعمال کنترل کامل بر شمال افغانستان تشدید میشود. تاجیکستان حتی با وجود جلسات در سطح بالا، طالبان را به رسمیت نشناخت. گزارشها حاکی از آن است که طالبان از هیئت تاجیکستان سه امتیاز خواسته است: به رسمیت شناختن رسمی، انتقال سفارت افغانستان در دوشنبه به دیپلماتهای منصوب طالبان، و افزایش همکاری سیاسی. تاجیکستان تعهد صریحی در مورد هیچیک از این سه مورد ارائه نکرده است.
با اینهمه، از چهار سال بدینسو روشن بود که به رسمیت شناختن طالبان ممکن است بخشهایی از جامعه تاجیکستان را خشمگین کند و اعتبار این کشور را در میان تاجیکهای افغانستان—که تاجیکستان را نزدیکترین متحد خارجی خود میدانند—تضعیف سازد. با این حال، اجتناب کامل از تعامل نیز خطر انزوای دیپلماتیک، وابستگی بیشتر به مسکو و بیاطلاعی از تحولات محیط پیرامون را به همراه دارد.
حساسترین جنبه استراتژی جدید تاجیکستان احتمالاً به گروههای مخالف طالبان که در مرزهای این کشور قرار دارند مربوط میشود. تاجیکستان از سال ۲۰۲۱ میزبان چهرههای سیاسی، فعالان، روزنامهنگاران و برخی اعضای جبهه مقاومت ملی بوده است. این گروهها سالها تحت حمایت ناگفتهای فعالیت کردند، در حالی که تاجیکستان آشکارا حکومت طالبان را محکوم میکرد.
اکنون تقویت همکاری امنیتی ممکن است فشار ظریفی بر تاجیکستان وارد کند تا فعالیتهای مخالفان را محدود کند. حتی در غیاب درخواستهای مستقیم، چارچوبهای تبادل اطلاعات بهطور ذاتی فضاهای امن برای مخالفان را کاهش میدهند. احتمالاً نظارت بیشتر میشود، جلسات با محدودیتهای بیشتری روبهرو خواهند شد و ارتباطات فرامرزی با دقت بالاتری بررسی میشود.
تاجیکستان احتمالاً تنها کشور همسایه افغانستان است که از زمان بازگشت طالبان در ۲۰۲۱ تاکنون از هرگونه رابطه رسمی با آنان پرهیز کرده؛ کشوری که افزون بر این، عملاً به محلی برای حضور و تردد مخالفان مسلح طالبان تبدیل شده است.
امامعلی رحمان، رئیسجمهور تاجیکستان، همواره از ایجاد یک حکومت همهشمول با مشارکت تمام جناحهای سیاسی در افغانستان حمایت کرده و راهحل بحران افغانستان را در تشکیل یک نظام مردمسالار دانسته است. هرچند خود تاجیکستان فاقد نظام مردمسالار به معنای امروزین آن است و نزدیک به سه دهه حضور بیوقفه رحمان در رأس قدرت نشانی آشکار از نوعی حاکمیت بسته و یادآور «مدل روسی» است.
اکثر کشورهای آسیای میانه، پس از تحمل دههها استبداد شوروی، با رسیدن به استقلال دوباره در دام دیکتاتورهای محلی افتادند. نمونه روشن آن قزاقستان است که سالها پس از فروپاشی شوروی با شورشهای داخلی و سرکوبهای خونین روبهرو بود. تاجیکستان نیز از این قاعده مستثنا نیست؛ از همین رو سخنان دولتمردان آن درباره ضرورت مردمسالاری در افغانستان شنونده زیادی ندارد.
در کنار مواضع سیاسی، دوشنبه دلیل دیگری هم برای حساسیت نسبت به افغانستان دارد: همزبانی، همریشگی و پیوندهای تاریخی با تاجیکان افغانستان. رابطه نزدیک دولت تاجیکستان با حزب جمعیت اسلامی افغانستان و چهرههای کاریزماتیک آن—برهانالدین ربانی و احمدشاه مسعود—در شکلگیری این حساسیت نقش تعیینکنندهای داشته است. حتی در دوره جمهوریت افغانستان، زمانی که روابط رسمی تاجیکستان با حکومتهای کرزی و غنی نسبتاً گرم بود، باز هم روابط دوشنبه با سران جمعیت جایگاه ویژهای داشت.
با این همه، بعید است چنین نگرانیهایی در ملاقات اخیر هیئت تاجیکستان با طالبان مطرح شده باشد. طالبان میدانند که تاجیکستان نسبت به وضعیت تاجیکان افغانستان بیتفاوت نیست، اما این حساسیت نه برایشان ترسآور است و نه عامل فشار؛ همانگونه که کشورهای ترکزبان نیز درباره ازبیکهای افغانستان چنین نگاهی دارند.
هر بررسی سیاست خارجی تاجیکستان باید از روسیه آغاز شود. تاجیکستان بزرگترین پایگاه نظامی روسیه در خارج از مرزهای روسیه را در خود جای داده و برای تأمین نظامی، هماهنگی اطلاعاتی و حمایت اقتصادی به مسکو وابسته است. این کشور همچنین بخشی از سازمان پیمان امنیت جمعی (CSTO) است، بلوکی امنیتی به رهبری روسیه که بر دکترین منطقهای آن تأثیر گذاشته است.
چشمانداز دیپلماتیک در جولای ۲۰۲۵ با به رسمیت شناختن طالبان توسط روسیه کاملاً دگرگون شد. مسکو با حذف طالبان از فهرست تروریستی و برقراری روابط رسمی، نشان داد که «تعامل» به جای «مقاومت» استراتژی جدید آن در منطقه است. این اقدام نشاندهنده تلاش مسکو برای ایجاد مرزهای جنوبی پایدار، پیشی گرفتن از نفوذ غرب در آسیای مرکزی و تأمین مسیرهای تجاری برای دورزدن تحریمهاست.
نقش روسیه در اعزام هیئت تاجیکستان قابل چشمپوشی نیست. روسیه تنها کشوری است که طالبان را به رسمیت شناخته و اکنون ناچار است هزینههای این تصمیم را بپردازد؛ هزینههایی که شاید در برخی موارد بیش از دستاوردهای آن باشد. برخی تحلیلگران سیاست روسیه معتقدند بخشی از رویارویی امروز مسکو با غرب ریشه در برخوردهای تحقیرآمیز امریکا در سالهای پس از فروپاشی شوروی دارد؛ دورانی که روسیه خود را متحد واشنگتن میپنداشت اما سرانجام همین تحقیرها به رویکارآمدن جریان تهاجمیتری در کرملین منجر شد.
از این زاویه، محتمل است روسیه—با نفوذ گسترده سیاسی و نظامی در تاجیکستان—به دوشنبه مشوره داده باشد که روابط خود با طالبان را بازنگری کند. حتی بدون مشوره رسمی، تاجیکستان بهخوبی میداند روسیه در شرایط جنگ اوکراین و روابط شکننده با غرب، تمایل ندارد شاهد تنش یا چندگانگی در حوزه نفوذ سنتیاش باشد. روسیه همواره انسجام و یکدستی را بر تنوعگرایی سیاسی ترجیح داده است.
مقاومت در برابر خواستهای مسکو برای تاجیکستان هرگز گزینهای عملی نبوده است. اگرچه روسیه از فشار آشکار خودداری کرد، پیام سیاسی روشن بود: استراتژی جدید سازمان پیمان امنیت جمعی درباره افغانستان مستلزم اتخاذ رویکردی عملگرایانه و مبتنی بر تعامل است. سفر هیئت تاجیکستان به کابل را باید دستکم تا حدی پایبندی به سیاست در حال تغییر مسکو دانست.
با این حال، تاجیکستان با وجود نفوذ روسیه، استقلال خود را حفظ میکند. برای اطمینان از حفاظت از ثبات داخلی، دوشنبه همچنان به دنبال دریافت تضمینهایی در هرگونه همکاری با طالبان است. از این منظر، پذیرش طالبان توسط روسیه هم فرصت و هم تهدید ایجاد کرده است: فرصت برای همسویی ساختارهای امنیتی منطقهای و تهدید از بابت گرفتار شدن در سیاستهایی که ممکن است با منافع بلندمدت تاجیکستان همخوان نباشد.
با وجود همه این عوامل، اصلیترین نگرانی دوشنبه همچنان امنیت مرزهایش با افغانستان است. تنشهای گسترده در روابط طالبان و پاکستان—شامل درگیریهای مرزی، اخراج پناهجویان و انتقال خانوادهها و جنگجویان تحریک طالبان پاکستان به شمال افغانستان—برای کشورهای منطقه، بهویژه تاجیکستان و ایران، هشداردهنده بوده است.
تاجیکستان بدون شک از حضور گروههای هراسافکن تاجیک در افغانستان آگاهی دارد. گزارشهایی نیز از انتقال خانوادههای تحریک طالبان پاکستان به بدخشان، همسایگی تاجیکستان، منتشر شده است؛ انتقالی که میتواند بسیار نگرانکننده باشد.
در این میان، قاچاق مواد مخدر نیز برای دوشنبه اهمیتی حیاتی دارد. تاجیکستان از گذشته مسیر انتقال مواد مخدر افغانستان به روسیه و اروپا بوده و بعید است رهبران این کشور در دیدار با طالبان از این موضوع چشمپوشی کرده باشند.
در کنار تاجیکستان، نباید نگرانیهای ایران را نیز نادیده گرفت؛ نگرانیهایی که در سایه تنش طالبان و پاکستان تشدید شده و شامل دغدغه افزایش فعالیت گروههای سلفی در شرق و شمالشرق افغانستان است.
زمانی که طالبان و پاکستان با تنش روبهرو میشوند، موجی از جنگجویان ممکن است به سمت غرب افغانستان و مرزهای ایران حرکت کنند. تهران نیز مانند دوشنبه از تهدید داعش خراسان، از فعالیت شبکههای پاکستانی و از بیثباتی در بدخشان و تخار احساس خطر میکند. از این منظر، فضای منطقهای به شکلی بیسابقه نگرانیهای ایران و تاجیکستان را به یکدیگر نزدیک کرده است.
به نظر میرسد تاجیکستان اکنون سیاست «بهصرفه بودن» را در پیش گرفته است؛ یعنی ایجاد حداقل تماس ممکن با طالبان برای اطمینان از اینکه شمال افغانستان به بستری برای تهدیدهای مستقیم علیه آن تبدیل نشود. طالبان نیز به دنبال منافع خود هستند: به رسمیت شناخته شدن رسمی و احتمالاً واگذاری سفارت افغانستان در دوشنبه که هنوز در اختیار نماینده حکومت پیشین است.
در نهایت، سفر هیئت تاجیکستان نه تغییر سیاست اساسی، بلکه تنظیم دوباره محاسبات امنیتی است—محاسبهای که دوشنبه را در موقعیتی قرار داده تا برای کاهش خطر، ناگزیر لحن خود را نرم کند و یک کانال محدود گفتگو با طالبان باز نگه دارد. شاید تاجیکستان احساس میکند که در این مرحله، فاصلهگیری مطلق از طالبان نهتنها کمکی به امنیتش نمیکند، بلکه ممکن است هزینههای بیشتری نیز به همراه داشته باشد.
محمد افضلی مدرک دکترای خود را از دانشگاه دهلی دریافت کرده و پیش از آن به عنوان استاد دانشگاه هرات تدریس کرده است. علاوه بر این، او بیست سال در چوکات وزارت امور خارجه افغانستان در داخل و خارج کشور (از ریاست نمایندگی وزارت خارجه در هرات تا مستشار وزیرمختار در هند) کار کرده است. او کتاب هایی در زمینه ادبیات و تاریخ نوشته و چند کتاب نیز از انگلیسی به فارسی ترجمه کرده است.
مسئولیت محتوای مقالههایی که در بخش دیدگاه وبسایت آمو منتشر میشوند به دوش نویسندگان آن است.
