سیاست

صدور تفکر طالبانی به آسیای مرکزی در سخنان خالد حنفی

خالد حنفی وزیر امر به معروف طالبان. عکس از آرشیف.

در سیاست، گاهی یک جمله بیش از یک سند رسمی، ذهنیت یک رژیم را آشکار می‌کند. سخنان اخیر خالد حنفی، وزیر امر به معروف و نهی از منکر طالبان، درباره بخارا، سمرقند و ترمذ را نیز می‌توان از همین منظر تحلیل کرد. او در همایشی در پکتیا ادعا کرد که در این شهرهای تاریخی، اسلام امروز تنها در ظاهر باقی مانده و بر زبان مردم جاری است. این سخنان صرفاً یک داوری مذهبی درباره وضعیت دینی ازبیکستان نبود، بلکه بازتاب نوع نگاه طالبان به جهان اسلام است؛ نگاهی که قرائت خود را معیار اسلام «اصیل» می‌داند و دیگر جوامع مسلمان را نیازمند اصلاح می‌بیند.

انتخاب بخارا، سمرقند و ترمذ نیز تصادفی نیست. این شهرها از مهم‌ترین مراکز تمدن اسلامی بوده‌اند. امام بخاری، امام ترمذی، ابومنصور ماتریدی و ده‌ها محدث، مفسر و فقیه بزرگ در همین سرزمین‌ها پرورش یافته‌اند و قرن‌ها در شکل‌گیری اندیشه اسلامی نقش داشته‌اند. هنگامی که یک مقام ارشد طالبان ادعا می‌کند اسلام در این مناطق تنها در ظاهر باقی مانده است، در حقیقت نه تنها وضعیت امروز این کشورها، بلکه میراث هزار ساله علمی و دینی آنان را نیز ناکافی می‌خواند و به صورت ضمنی قرائت طالبان را برتر از سنت‌های ریشه‌دار اسلامی معرفی می‌کند.

همین نکته، اهمیت سیاسی سخنان خالد حنفی را آشکار می‌سازد. تبلیغ دین با صدور رژیم دینی تفاوت دارد. همه ادیان و مذاهب برای معرفی باورهای خود تلاش می‌کنند، اما صدور رژیم زمانی معنا پیدا می‌کند که یک رژیم، نظام سیاسی و برداشت ایدئولوژیک خود را تنها الگوی مشروع بداند و در پی گسترش آن در خارج از مرزهایش برآید. در چنین حالتی، دین دیگر تنها یک باور دینی نیست، بلکه به ابزاری برای سیاست خارجی و نفوذ منطقه‌ای تبدیل می‌شود.

در تاریخ معاصر نمونه‌های شناخته‌شده‌ای از این رویکرد وجود دارد. جمهوری اسلامی ایران از نخستین سال‌های پس از انقلاب ۱۳۵۷، «صدور انقلاب» را یکی از اصول سیاست خارجی خود اعلام کرد و تلاش ورزید نفوذ ایدئولوژیک خود را در کشورهای منطقه گسترش دهد. پیش از آن نیز اتحاد جماهیر شوروی، با تکیه بر ایدئولوژی کمونیسم، خود را موظف به حمایت از جنبش‌های انقلابی در سراسر جهان می‌دانست. هرچند طالبان از نظر فکری و عقیدتی با این دو تجربه تفاوت‌های بنیادین دارند، اما در یک اصل با آنها مشترک‌اند؛ این باور که قرائت آنان از جهان، تنها الگوی مشروع برای دیگران نیز هست.

رفتار طالبان در نخستین دوره حاکمیت‌شان نیز این ذهنیت را تأیید می‌کند. برخلاف تصور رایج که طالبان را صرفاً درگیر جنگ داخلی افغانستان می‌داند، آنان از همان زمان نیز نگاه فرامرزی داشتند. در آن زمان طالبان در شهر هرات، گروهی از افراد مسلط به زبان روسی را گردآوری کردند تا آثار ایدئولوژیک و مذهبی طالبان را به زبان روسی ترجمه کنند. این کتاب‌ها و جزوه‌ها از مسیرهای مخفی به جمهوری‌های آسیای مرکزی، از جمله ازبیکستان، تاجیکستان، ترکمنستان، قزاقستان و جمهوری آذربایجان انتقال داده می‌شد. هدف از این اقدام صرفاً انتشار کتاب نبود، بلکه ایجاد نفوذ فکری در میان جریان‌های اسلام‌گرا و فراهم کردن زمینه گسترش اندیشه طالبان در منطقه بود.

بازگشت طالبان به قدرت در سال ۲۰۲۱ به معنای کنار گذاشتن این ذهنیت نیست. آنچه تغییر کرده، شرایط سیاسی است، نه لزوماً اندیشه حاکم بر طالبان. طالبان امروز با مشکلات متعدد داخلی و خارجی روبه‌رو هستند؛ اداره آنان هنوز از سوی هیچ کشوری به رسمیت شناخته نشده، اقتصاد افغانستان با بحران عمیق مواجه است، اختلاف‌های درونی میان جناح‌های طالبان ادامه دارد و تهدیدهایی مانند داعش شاخه خراسان همچنان پابرجاست. در چنین وضعیتی، طبیعی است که طالبان از بیان آشکار برنامه‌های فرامرزی خود پرهیز کنند، زیرا هرگونه نشانه از صدور ایدئولوژی می‌تواند روند تلاش آنان برای کسب مشروعیت بین‌المللی را دشوارتر سازد.

با این حال، احتیاط سیاسی به معنای تغییر ایدئولوژی نیست. بسیاری از مقام‌های طالبان همچنان بر این باور تأکید می‌کنند که تنها قرائت آنان از شریعت، اسلام واقعی را نمایندگی می‌کند و دیگر نظام‌های سیاسی در جهان اسلام از این مسیر فاصله گرفته‌اند. سخنان خالد حنفی را نیز باید در همین چارچوب تحلیل کرد.

او درباره کشوری سخن گفت که دولت آن طی سه دهه گذشته سیاست سختگیرانه‌ای در برابر جریان‌های اسلام‌گرای افراطی در پیش گرفته است. بنابراین، این اظهارات صرفاً یک بحث مذهبی نبود، بلکه نوعی پیام سیاسی نیز در خود داشت.
مخاطب اصلی چنین سخنانی الزاماً دولت‌های آسیای مرکزی نیستند، بلکه بخشی از افکار عمومی و به‌ویژه جریان‌های اسلام‌گرای رادیکال در این کشورها هستند. طالبان می‌کوشند این تصور را ایجاد کنند که رژیم آنان تنها نمونه موفق اجرای کامل شریعت است و دیگر کشورهای مسلمان از اسلام واقعی فاصله گرفته‌اند. این همان الگویی است که بسیاری از جنبش‌های ایدئولوژیک برای جذب هواداران فرامرزی از آن استفاده کرده‌اند.

این مسئله زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که به سابقه فعالیت گروه‌های تندرو در آسیای مرکزی توجه شود. جنبش اسلامی ازبیکستان سال‌ها در افغانستان و پاکستان مستقر بود و روابط نزدیکی با طالبان و القاعده داشت. اتحادیه جهاد اسلامی که از دل همین جنبش شکل گرفت، همچنان در گزارش‌های امنیتی منطقه به عنوان یک سازمان افراطی شناخته می‌شود. جماعت انصارالله تاجیکستان نیز سال‌ها در شمال افغانستان حضور داشته و هدف خود را برپایی حکومتی مشابه طالبان در تاجیکستان اعلام کرده است. در کنار این گروه‌ها، حزب‌التحریر نیز هرچند عموماً فعالیت مسلحانه ندارد، اما به دلیل تبلیغ برپایی خلافت اسلامی، در بیشتر کشورهای آسیای مرکزی ممنوع اعلام شده است. وجود چنین جریان‌هایی باعث می‌شود هر پیام ایدئولوژیک از سوی طالبان، فراتر از یک سخنرانی مذهبی، از منظر امنیت منطقه‌ای نیز مورد توجه قرار گیرد.

البته نمی‌توان با قطعیت گفت که طالبان در صورت دستیابی به مشروعیت بین‌المللی، الزاماً همان سیاست‌های دهه ۱۹۹۰ را دنبال خواهند کرد. سیاست خارجی همواره تابع شرایط داخلی، موازنه قدرت منطقه‌ای و فشارهای بین‌المللی است. با این حال، تجربه تاریخی نشان می‌دهد که ایدئولوژی طالبان هیچ‌گاه محدود به مرزهای افغانستان تعریف نشده است. آنان همواره خود را حامل الگویی برای جهان اسلام دانسته و در دوره نخست حاکمیت خود نیز برای انتقال این الگو به بیرون از افغانستان تلاش کرده است.
به همین دلیل، سخنان خالد حنفی را نباید یک اظهار نظر اتفاقی یا احساسی تلقی کرد. چنین سخنانی بازتاب لایه‌ای عمیق‌تر از تفکر طالبان است؛ تفکری که همچنان خود را معیار سنجش ایمان دیگر مسلمانان می‌داند. اگر طالبان در آینده از ثبات داخلی بیشتر، مشروعیت خارجی و امکانات گسترده‌تری برخوردار شوند، این احتمال وجود دارد که بار دیگر تلاش برای گسترش نفوذ فکری و ایدئولوژیک خود را، این بار از طریق شبکه‌های مذهبی، آموزشی، رسانه‌ای و تبلیغاتی، در کشورهای همسایه و به‌ویژه آسیای مرکزی افزایش دهند.

از این منظر، سخنان خالد حنفی صرفاً درباره بخارا، سمرقند و ترمذ نبود؛ بلکه یادآور این واقعیت است که پروژه فکری طالبان تنها به اداره افغانستان محدود نمی‌شود. آنان همچنان خود را حامل یک مأموریت ایدئولوژیک می‌دانند؛ مأموریتی که هرچند امروز به دلیل محدودیت‌های سیاسی با احتیاط بیان می‌شود، اما نشانه‌های آن هنوز در ادبیات و گفتار رهبران طالبان قابل مشاهده است.

مهرداد هروی، روزنامه‌نگار و نویسنده مقاله‌های سیاسی و اجتماعی است.

مسئولیت محتوای مقاله‌هایی‌ که‌ در بخش دیدگاه وب‌سایت آمو منتشر می‌شوند به‌ دوش نویسندگان‌ آن است.