دیدگاه شما

توسعه درنگاه طالبان؛ فاصله عمیق میان ادعا و واقعیت

تصویر از آرشیف.

طالبان اعلام کردند که برنامه‌ای پنج‌ساله برای توسعه افغانستان تدوین کرده‌اند. در ظاهر، داشتن یک برنامه توسعه ملی می‌تواند نشانه‌ای مثبت و امیدبخش باشد. اما پرسش اساسی این است: طالبان چه فهمی از توسعه دارند؟ آیا توسعه در قاموس آنان به معنای رشد انسانی، اجتماعی و رشد اقتصادی پایدار است یا صرفاً شعاری برای جلب مشروعیت بین‌المللی؟ هرچند طالبان جزئیات برنامه به اصطلاح توسعه‌ای خود را اعلام نکرده اند، اما با توجه به کارنامه چهار ساله این گروه در عرصه‌های آموزش، زنان و حکومت‌داری، می‌توانیم تصویر روشنی از برداشت آنان از توسعه به دست آوریم. همین که درکنفرانس خبری اعلام برنامه توسعه، صدای خبرنگار زن از تلویزیون ملی سانسور می‌شود و همین که درپاسخ به آموزش زنان ذبیح‌الله مجاهد آن را «مساله جزیی وبی اهمیت» می‌داند، به وضوح نشان می‌دهد که طالبان چه فهمی از توسعه دارند. من دراین یاد داشت سعی می‌کنم عناصر و مولفه‌های کلیدی توسعه را بربشمارم ومواجه وبرخورد طالبان با هرکدام ازاین عناصر توسعه درچهار سال گذشته را مقایسه کنم تا ببنیم طالبان توسعه را چگونه می‌فهمند.

اول؛ آموزش همگانی ومدرن

یکی از ستون‌های اصلی توسعه، سرمایه انسانی است. هیچ کشوری بدون آموزش همگانی، به‌ویژه برای کودکان و جوانان، به توسعه پایدار دست نیافته است. طالبان اما در چهار سال گذشته نشان دادند که کوچک‌ترین درکی از اهمیت آموزش ندارند. تغییراتی که طالبان درنصاب تعلیمی و آموزشی اعمال کرده اند، مردم افغانستان را چه در سطوح ابتدایی ومتوسطه و چه در سطح دانشگاه، از دسترسی به آموزش مدرن و دسترسی به “علم” محروم کرده است. مکاتب ودانشگاه‌های افغانستان بیش از آنکه جای دسترسی به علم باشد، محلی برای فراگیری قرائت خاص وایدیولوژیک از دین است. افزون برتغییرات نصاب آموزشی، شماری زیادی از استادان دانشگاه ها ازسوی طالبان اخراج شده وملاها به‌جای آنان گماشته شده اند. نظام آموزشی افغانستان قبل ازطالبان نیز در مقایسه با جهان ومنطقه عقب افتاده بود و از کمبود کادرهای مسلکی رنج می‌برد که طالبان با اخراج شماری از استادان این وضعیت را بدتر کردند.

مهم تر از همه این‌ها اما بسته شدن دروازه‌های مکاتب متوسطه و دانشگاه‌ها به‌روی دختران است. جامعه‌ای که نیمی از جمعیت خود را از حق آموزش محروم می‌سازد، در واقع مسیر توسعه را بر روی خود می‌بندد. توسعه‌ای که بر محرومیت بنا شود، جز عقب‌ماندگی، نتیجه‌ای نخواهد داشت.

دوم؛ سرمایه گذاری برای رشد زنان

برابری جنسیتی و حضور فعال زنان در عرصه‌های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی، یکی از شاخص‌های اصلی توسعه در جهان امروز است. بشر به تجربه و به مرور زمان دریافت که توسعه واقعی بدون توجه وسرمایه گذاری روی رشد زنان وحضور فعال آنان درتمامی عرصهکها ناممکن است و برعکس رشد زنان برنامه‌های توسعه را سرعت، گستردگی وعمق می‌بخشد. اما طالبان در عمل زنان را به حاشیه رانده‌اند. سیاست طالبان درقبال زنان نه تنها نیمی ازجمعیت افغانستان را مصرفی، نیازمند وعقب مانده بارمی‌آورد بلکه کشوررا از نیمی ازاستعدادها وتواناهایش محروم می‌کند. چنین سیاست‌هایی نه تنها منجر به توسعه نخواهد شد، بلکه عملا مسیر توسعه را به‌روی افغانستان می‌بندد.

سوم؛ حکمرانی مشروع ومشارکتی

یکی دیگر از عناصر کلیدی توسعه حکمرانی خوب است. حکمرانی خوب یعنی شفافیت، پاسخگویی، مشارکت مردم و حاکمیت قانون. در چهار سال گذشته، طالبان نشان دادند که به جای «حکومت‌داری»، تنها به «سلطه‌گری» باور دارند. حکومت آنان بدون مشروعیت مردمی، بدون انتخابات و بدون پاسخگویی به نهادهای نظارتی اداره می‌شود. فساد، نبود شفافیت در مدیریت منابع و نبود آزادی‌های مدنی، همه بیانگر آن است که طالبان هیچ درکی از حکمرانی خوب به‌عنوان بنیان توسعه ندارند.

سلطه‌گری طالبان درچهارسال گذشته نتوانسته افغانستان را ازانزوای بین‌المللی بیرون کند و حتی همسایه‌های افغانستان آنها را به رسمیت نشناخته اند، نظام بانکی وسیستم مالی افغانستان به جهان وصل نیست. سلطه‌گری طالبانی نه تنها سبب جذب سرمایه نشده بلکه بیشترین فرار سرمایه مادی ومعنوی (فرارنخبگان ونیروی متخصص کار) را دراین چهارسال شاهد بوده‌ایم و توسعه بدون جذب سرمایه ونیروی متخصص کار امکان پذیرنیست. جذب سرمایه ونیروی متخصص، حاکمیت مشروع وقانونی می‌خواهد، حاکمیت قانون آزادی‌های لازم برخورداری شهروندان از حقوق اساسی را می‌طلبد که هیچ کدام درحاکمیت طالبان وجود ندارد.

چهارم؛ عدالت و برخورداری همگانی

طالبان مدعی‌اند که در عرصه اقتصاد و زیرساخت‌ها دستاوردهایی داشته‌اند. ضمن این که این ادعای طالبان دروغ است و آمار و ارقام آن را تایید نمی‌کند، اما اقتصاد توسعه‌یافته تنها به معنای ایجاد جاده یا جمع‌آوری مالیات نیست. اقتصاد پایدار باید بر نوآوری، سرمایه‌گذاری در فناوری و ایجاد فرصت برابر برای همه شهروندان استوار باشد. در شرایطی که زنان از بازار کار حذف شده‌اند و آموزش به روی میلیون‌ها کودک و جوان بسته است، هیچ زیرساختی حتی اگر ساخته شود پایه‌های توسعه را تقویت نخواهد کرد. برخورداری همگانی ازخدمات وامکانات رفاهی یکی از عناصرمهم توسعه است و این برخورداری باید درتمامی سطوح وبدون تبعیض باشد. درحالیکه درحاکمیت طالبان، مردم به خودی وغیرخودی تقسیم شده اند و به جز جنگجویان خود‌شان دیگران حتی ازکمک‌های بشردوستانه نیز به دلیل غیرخودی بودن، محروم می شوند.

پنجم؛ محیط زیست؛

توسعه در جهان بدون توجه به محیط زیست و پایداری منابع طبیعی بی‌معناست. طالبان نه تنها فهمی ازمحیط زیست واهمیت آن ندارند، بلکه با حراج معادن ومنابع زیرزمینی واستخراج بی رویه وغیرفنی آن، محیط زیست افغانستان را در معرض خطر و بحران جدی قرار داده اند. همین اکنون افغانستان با بحران آب، فرسایش خاک و تغییرات اقلیمی دست به گریبان است، اما در کارنامه طالبان هیچ سیاست روشن و جدی در این حوزه دیده نمی‌شود. در غیاب چنین برنامه‌ای، حتی اگر توسعه‌ای صورت گیرد، در بلندمدت کشور را با بحران‌های زیست‌محیطی عمیق‌تر مواجه خواهد کرد.

توسعه پایدار، افزون برآنچه برشمرده شد، عناصر و مولفه‌های فراوان دیگری نیز دارد که نه درحوصله این نوشته است ونه هدف ازاین نوشته توضیح مفهوم توسعه است، بلکه هدف این است که با توجه به شناختی که از طالبان داریم و کارنامه‌ای که طالبان دراین چهارسال ازخود نشان داده اند آیا واقعا فهم درستی از توسعه دارند؟ آیا واقعا درپی توسعه افغانستان اند؟ نخیرطالبان با اعلام برنامه پنج‌ساله توسعه می‌کوشند خاک به چشم مردم بزنند وچهره‌ای متفاوت از خود به جهان نشان دهند. اما بررسی عملکرد آنان در چهار سال گذشته نشان می‌دهد که این گروه هیچ فهم واقعی از توسعه ندارد.

توسعه در جهان امروز چندبعدی است: آموزش، برابری جنسیتی، حکمرانی خوب، اقتصاد نوآور، محیط زیست پایدار و همکاری جهانی.
طالبان در همه این عرصه‌ها نه تنها ناکام، بلکه مانعی جدی بر سر راه پیشرفت افغانستان‌اند. بنابراین، سخن گفتن آنان از «برنامه توسعه» چیزی جز تلاش برای پوشاندن واقعیت تلخ عقب‌ماندگی تحمیل‌شده بر مردم افغانستان نیست.

مسئولیت محتوای مقاله‌هایی‌ که‌ در بخش دیدگاه وب‌سایت آمو منتشر می‌شوند به‌ دوش نویسندگان‌ آن است.

داوود ناجی، سیاستمدار و روزنامه‌نگار افغانستان است که در دانشکاه بلخ زبان و ادبیات فارسی خوانده است.

او سال‌های زیادی در رسانه‌های بین‌المللی، از جمله بی‌بی‌سی فارسی کار کرده است. از داوود ناجی کتابی به نام«پادشاه‌گردشی» که به تحولات سیاسی افغانستان می‌پردازد، اخیرا منتشر شده است.