چهارسالگی بازگشت طالبان به قدرت

چهار سال پس از سقوط جمهوریت؛مفاهمه راه کم‌هزینه برگشت افغانستان به قانونمداری و ثبات

عکس از آرشیف

۲۴ اسد ۱۴۰۰، نه‌تنها یک تاریخ ساده در تقویم افغانستان، بلکه سیاه‌ترین روز در حافظه جمعی ملت ماست. روزی که محمد اشرف غنی، رئیس‌جمهور وقت، بدون هیچ‌گونه مقاومت و احساس مسئولیت، همراه با حلقه خاصی از وفاداران سیاسی و نظامی خود، کشور را ترک گفت و به تاریخ، قانون اساسی و خون هزاران شهید بیست سال گذشته خیانت کرد. این فرار، نه تنها جمهوریت نوپا را به فروپاشی کشاند، بلکه دروازه را برای بازگشت گروهی گشود که جهل، خشونت و استبداد را بر افغانستان تحمیل کردند.

اکنون، پس از چهار سال سلطه طالبان، کارنامهٔ این گروه را می‌توان در یک جمله خلاصه کرد: سقوط همه‌جانبه ارزش‌های انسانی، دینی، فرهنگی و ملی، و تبدیل افغانستان به زندان بزرگ برای مردمش و تهدیدی جدی برای منطقه و جهان.

کارنامه چهار ساله طالبان

اکثریت مردم افغانستان و جهان، طالبان را گروهی جاهل، تک‌قومی، تک‌مذهبی، مستبد و نامشروع می‌دانند.

تصمیم روسیه در به‌رسمیت شناختن طالبان با موجی از محکومیت مردم افغانستان روبه‌رو شد.

طالبان با صدور ۱۱۹ فرمان افراطی، زنان و دختران شجاع افغانستان – نیمی از جمعیت کشور – را به‌طور کامل از جامعه حذف کردند.

فقه جعفریه لغو و مراسم مذهبی اهل تشیع ممنوع یا محدود گردید.

اقتصاد کشور ضعیف و وابسته باقی مانده، بیکاری و فقر بیداد می‌کند و اختلافات درونی میان طالبان رو به افزایش است.

رسانه‌ها زیر سانسور کامل قرار دارند و خبرنگاران یا مجبور به فرار شده‌اند و یا شکنجه و زندانی می‌شوند.

طالبان در برابر سرکوب مهاجرین افغانستان در ایران و پاکستان خاموش‌اند و هیچ اراده‌ای برای حل بحران ندارند.

نیروهای امنیتی جمهوریت کشته، زندانی یا مجبور به آوارگی شده‌اند. گزارش‌های سازمان ملل و نهادهای حقوق بشری این فاجعه را تأیید می‌کنند.

روابط طالبان با القاعده و گروه‌های تروریستی جهانی تقویت شده و هزاران مدرسه بدون نظارت، برای شستشوی مغزی کودکان ساخته‌اند.

کوچاندن اجباری اقوام، غضب زمین‌ها و انتقال افراد بیگانه به شمال و غرب، بذر جنگ‌های قومی و فرقه‌ای را می‌پاشد.

کشت و قاچاق مواد مخدر با ساخت فابریکات عصری در جنوب، چندین برابر افزایش یافته است.

فساد مالی، اداری، کشتار بدون محکمه، تجاوز و غضب دارایی‌های مردم به اوج رسیده و هیچ فیصله شرعی یا قانونی علیه عاملان عملی نشده است.

معامله معادن با چین استقلال کشور را به گروگان گرفته است.

خدمات عمومی و ابتدایی صحی عملاً وجود ندارد؛ مردم به‌خاطر زبان، قوم و حتی پوشش ظاهری تحقیر و زندانی می‌شوند.

آینده طالبان و سرنوشت افغانستان

تاریخ نشان داده است که رژیم‌های مستبد و جاهل که هیچ درسی از گذشته نمی‌گیرند، محکوم به شکست‌اند. طالبان از فروپاشی هراس دارند، اما با تبلیغات نمایشی می‌کوشند خود را شکست‌ناپذیر نشان دهند. حقیقت این است که همان‌گونه که پیروزی آنان برق‌آسا بود، شکست‌شان نیز می‌تواند ناگهانی و فراگیر باشد.

در برابر ملت سه راه‌حل قرار دارد:
۱. خلع سلاح طالبان توسط خود آنان و حامیان‌شان، با هزینه نسبی و پراکنده.
۲. براندازی با خشونت به شیوه طالبان، با هزینه جانی و مالی سنگین.
۳. راه کم‌هزینه‌تر؛ مفاهمه و مذاکره برای ایجاد دولت مشروع و همه‌شمول.

انتخاب، هنوز هم در دست طالبان است.

جمهوریت و حافظه مردم

جمهوریت افغانستان، با همه کاستی‌ها و فسادش، دست‌کم بر پایه قانون اساسی استوار بود و می‌توانست در مسیر زمان به‌تدریج اصلاح شود. شکست جمهوریت به معنای پایان افغانستان نیست. آرمان‌ها، خاطرات و شجاعت مردان و زنانی که جنگیدند، همچنان زنده است.

سربازانی که در پنجشیر، بغلان و قندهار مقاومت کردند؛ پدران و مادرانی که از کوه‌ها و دشت‌ها گذشتند تا از انتقام طالبان بگریزند؛ خبرنگارانی که با وجود تهدیدها حقیقت را نوشتند – همه آنان ثابت می‌کنند که تاریخ افغانستان تنها تاریخ شکست نیست، بلکه تاریخ فداکاری و امید نیز هست.

درس‌های امروز و فردای افغانستان

تجربه نشان داده است که مردم افغانستان خواهان انتخاب حاکمان محلی و پاسخگو ساختن آنان‌اند.

نخبگان هر قوم و نسل جوان می‌پرسند: اگر بار دیگر مبارزه آغاز شود، چه تضمینی وجود دارد که همان سیاستمداران ناکام گذشته دوباره تحمیل نشوند؟

جامعه جهانی اکنون چشم‌انتظار یک روایت روشن و نقشه‌راه عملی از نیروهای ملی، مترقی و مقاومت است.

نتیجه‌گیری

افغانستان امروز در نقطه سرنوشت‌ساز ایستاده است. در حالی که توجه جهان به جنگ اوکراین و بحران فلسطین معطوف است، طالبان میان شرق و غرب بازی می‌کنند. اما تاریخ گواه است که هیچ رژیم استبدادی با سرکوب دوام نیاورده است. سرنوشت آینده افغانستان نه در کاخ‌های طالبان و حامیان خارجی آنان، بلکه در اراده مردم، در همبستگی نیروهای آزادی‌خواه و در مقاومت زنان و مردانی رقم خواهد خورد که نمی‌خواهند وطن‌شان برای همیشه در تاریکی بماند.

فرید احمدی از جنرال‌های کشور است که سالهای زیادی برای تقویت و تحکیم ارتش تلاش کرده است.

مسئولیت محتوای مقاله‌هایی‌ که‌ در بخش دیدگاه وب‌سایت آمو منتشر می‌شوند به‌ دوش نویسندگان‌ آن است.