روز جهانی صلح امسال در حالی گرامی داشته شد که جهان با تنشهای فزاینده، بیاعتمادی عمیق و معضلات متعدد مواجه است؛ معضلاتی که تا مرز تهدید جدی سلامت زندگی در کره زمین پیش رفتهاند. تغییر این وضعیت نیازمند اقدامات جمعی جامعه بشری است تا بتوان این مسیر را دگرگون ساخت.
چرا صلح به نهایت دشواری رسیده است؟
شاخص جهانی صلح ۲۰۲۵ نشاندهنده یک کاهش قابل توجه صلح در سطح جهانی است که پاینترین سطح از زمان جنگ دوم جهانی را نشان میدهد. رقابت های قدرت های بزرگ جهانی نظم جهانی را درحال برهم زدن است بدون انکه روی نظم جدید تفاهمی بوجود امده باشد. جنگ ها و در گیری ها مرگبارتر ، کشنده تر و مخرب تر گردیده است. مصارف نظامی جهانی در سال ۲۰۲۴ به بلند ترین سطح یعنی ۲،۷ تریلیون دالر رسیده است و سیر سعودی خود را میپیماید. این در حالی است که جهان با کمبود سالانه ۴ تریلیون دالر برای برآورده ساختن اهداف توسعه پایدار روبرو است. در گزارش اخر سرمنشی سازمان ملل متحد هشدار داده شده که افزایش بودجه های نظامی، امنیت را به ارمغان نمیاورد بلکه رقابت های تسلیحاتی را تقویت می کند، منابع را از ساحات حیاتی انکشاف منحرف و دروازه ها را بروی دیپلماسی پیشگیری کننده و ثبات دراز مدت میبندند.
افغانستان؛ آینه تنشهای جهانی و منطقهای
بحرانهای پیدرپی در افغانستان نمونهای بارز از تنشهای جهانی و منطقهای است که پس از دوران جنگ سرد، بار دیگر وارد مرحلهای جدید شده است. طی پنج دهه اخیر، هفت بار رژیم سیاسی افغانستان با استفاده از زور و دخالت عوامل خارجی تغییر یافته است، امری که کشور را از مسیر توسعه پایدار منحرف ساخته و میلیونها نفر را آواره کرده است.
افراطگرایی که روزی ابزار تحقق اهداف کوتاهمدت قدرتهای خارجی بود، اکنون به عامل غیرقابلکنترلی تبدیل شده که نه تنها قربانیان، بلکه حامیان آن را نیز گرفتار ساخته است. افغانها نه تنها قربانی جنگ بودهاند، بلکه گروگان تنشها و رقابتهای ژئوپولیتیک قدرتهای بزرگ و کشورهای منطقه قرار گرفتهاند. این چرخه خشونت، بیاعتمادی و شکافهای اجتماعی را عمیقتر کرده است.
امروز افغانستان یکی از تاریکترین مکانها برای زنان، خطرناکترین مکان برای آزادی بیان و فقیرترین کشور جهان است. بیش از نیمی از جمعیت کشور زیر خط فقر زندگی میکنند.
تأثیر رقابتهای بینالمللی و منطقهای بر صلح و ثبات افغانستان
برخی از عوامل کلیدی که بر صلح و ثبات افغانستان اثر میگذارند عبارتاند از:
۱. رقابت قدرتهای بزرگ: تنش میان آمریکا، چین و روسیه نظم جهانی را تحت تأثیر قرار داده و موقعیت جغرافیایی افغانستان را بار دیگر محور رقابتها ساخته است. هر تصمیمی در این زمینه باید بر اساس منافع ملی مردم افغانستان باشد، نه معامله گروهی یا نظامی.
۲. تنشهای ایران و آمریکا: این تنشها همراه با رقابتهای کشورهای حوزه خلیج، سیاستهای منطقهای را تحت تأثیر قرار داده و بر وضعیت افغانستان اثرگذار است.
۳. درگیری هند و پاکستان: این تنش یکی از عوامل مهم طولانیشدن بحران در افغانستان است. سیاست پاکستان بر بیثبات نگه داشتن افغانستان متمرکز است، در حالی که هند خواهان افغانستانی با حاکمیت قوی و روابط نزدیک است.
۴. فعالیت گروههای تروریستی: گروههایی مانند داعش و القاعده با همکاری شبکههای منطقهای، تهدیدی جدی برای امنیت افغانستان و منطقه محسوب میشوند.
۵. سرمایهگذاری در منابع طبیعی: عدم شفافیت در قراردادها، فساد و استفاده نادرست از منابع میتواند عامل بیثباتی و منازعات جدید باشد. نمونه آن وضعیت معادن طلا در بدخشان و تخار است که با وجود ظرفیت عظیم، به دلیل مدیریت نامناسب و مداخلات خارجی، به منبع بحران بدل شده است.
چالشهای رسیدن به صلح در افغانستان
تجربه افغانستان و کشورهای مشابه نشان داده که اولویت دادن به راهحلهای نظامی به جای پرداختن به عوامل بنیادین منازعات، صلح پایدار را غیرممکن ساخته است. توافقات تحمیلی خارجی اغلب به شکست منجر شده و بحرانها را عمیقتر کردهاند.
راهکار اصلی، گفتوگوی سیاسی گسترده، شمولیت همه جریانها و سرمایهگذاری بلندمدت است. طالبان به عنوان حاکمان کنونی مسئولیت سنگینی در این مسیر دارند. بیتوجهی به خواست مردم و ادامه سیاستهای تکبعدی، افغانستان را بار دیگر به میدان رقابت قدرتهای جهانی و منطقهای تبدیل خواهد کرد.
نقش آموزش و فرهنگسازی صلح
دههها جنگ و افراطگرایی خشونت را عادی کرده و اعتماد اجتماعی را تضعیف ساخته است. آموزش و پرورش پایه و سنگ بنای ثبات و استقلال کشور است. نقش زنان و دختران در تحکیم صلح تاریخی و حیاتی است. سیاستهای فعلی طالبان اما افغانستان را به محیطی تاریک و بیثبات برای زنان و دختران تبدیل کرده است.
ترویج فرهنگ صلح و همزیستی نیازمند سرمایهگذاری درازمدت در حوزه آموزش، رسانه و جامعه مدنی است. این مسیر باید از خانواده و مدرسه آغاز شود و نهادهای جامعه مدنی، روشنفکران، نویسندگان و رهبران اجتماعی و دینی نقش فعال در آن ایفا کنند.
مسیر حرکت به سوی صلح پایدار
برای رسیدن به صلح پایدار، باید مسیر «صلح منفی» — صرف توقف جنگ — به «صلح مثبت» تبدیل شود که مبتنی بر عدالت، شمولیت، احترام به حقوق انسانی و گفتوگوی گسترده باشد. هشت اصل کلیدی برای تحقق صلح مثبت عبارتند از:
۱. توقف اساسی جنگ
۲. ایجاد دولت فراگیر، مشروع و قانونمند
۳. توزیع عادلانه منابع
۴. پذیرش حقوق انسانی دیگران
۵. ایجاد محیط سالم برای رشد تجارت و سرمایهگذاری
۶. جلوگیری از فساد
۷. ایجاد فضای باز برای مطبوعات و گسترش فرهنگ صلح و همزیستی
۸. ایجاد روابط نیک با همسایگان و کشورهای جهان
شروع یک روند گفتوگو و دیالوگ در سطوح مختلف، هم در داخل و هم در سطح منطقه و جهان، میتواند نقطه آغاز این مسیر باشد. این گفتوگو باید با احترام به خواست مردم افغانستان، حضور همه جریانهای سیاسی و اجتماعی، و حمایت جامعه بینالمللی همراه باشد.
طالبان به عنوان حاکمان کنونی، مسئولیت سنگینی دارند. ادامه خودکامگی و بیتوجهی به مطالبات مردم، افغانستان را به بحرانهای عمیقتر خواهد کشاند. تنها راه برونرفت، تغییر رویکرد و پذیرش نقش همه اقشار جامعه در ساخت آیندهای با ثبات است.
صلح واقعی زمانی محقق میشود که عدالت، شمولیت، همزیستی و گفتوگوی سازنده جایگزین خشونت، افراطگرایی و تبعیض شود. حتی در دشوارترین شرایط، فردا میتواند بهتر از امروز باشد اگر همبستگی، هماهنگی، امید و پذیرش تفاوتها را انتخاب کنیم. این مسیر سخت است، اما تنها راه رسیدن به صلح و آرامش پایدار است.
معصوم ستانکزی پژوهشگر و رئیس هیئت مذاکره کننده صلح با طالبان است.
مسئولیت محتوای مقالههایی که در بخش دیدگاه وبسایت آمو منتشر میشوند به دوش نویسندگان آن است.
