دیدگاه شما

همه‌چیز تقصیر روس‌هاست«چرا شکست امریکا در افغانستان به روسیه نسبت داده می‌شود»

نیروهای امریکایی در داخل میدان هوایی کابل در برابر شماری از خانواده‌هایی که در جریان روند تخلیه به داخل میدان برده شده اند. ۲۵ اسد ۱۴۰۰.

در ماه اگست، طالبان قرار است با برگزاری مراسمی پرزرق‌وبرق، پنجمین سالگرد بازگشت خود به قدرت را جشن بگیرند؛ رویدادی که با سقوط حکومت مورد حمایت امریکا به رهبری اشرف غنی و فرار نیروهای ایالات متحده از کشور همراه بود. با این حال، در پنج سال گذشته هنوز هم ابهامات این رویدادها برطرف نشده است.

در سال ۲۰۲۱، شمار نیروهای طالبان حدود ۷۵ هزار تن برآورد می‌شد، در حالی که نیروهای دولتی افغانستان که به بمب‌افکن‌ها، چرخبال‌ها، تانک‌ها و جدیدترین سلاح‌های امریکایی مجهز بودند، دست‌کم ۳۵۰ هزار تن اعلام شده بودند. اکنون گفته می‌شود که شمار واقعی جنگجویان طالبان حتی کمتر و حدود ۵۰ هزار تن بوده است. پرسش اینجاست که چگونه افرادی با چپلی و سلاح‌های فرسوده توانستند ارتشی را که از نظر تعداد هفت برابر بزرگ‌تر بود، شکست دهند.

بیشتر سربازان و افسران حکومت پیشین افغانستان که با آنان گفت‌وگو شده، بر این باورند که این روند به‌خوبی سازمان‌دهی و تأمین مالی شده بود. اما این کار توسط چه کسی انجام شد؟ محمد قادر از افسران ارتش پیشین می‌گوید: «من در پاسگاه مرزی شیرخان‌بندر ماموریت داشتم، واحد ما از هزار تن تشکیل شده بود. ناگهان دو طالب با موترسایکل آمدند و نامه‌ای دادند. سپس فرمانده ما همه را جمع کرد و گفت: مقاومت بی‌فایده است، فرار کنید یا تسلیم شوید، و خودش ناپدید شد. اندکی بعد، حدود ۲۵۰ طالب (یا حتی کمتر) به شیرخان‌بندر حمله کردند. سربازان ما سلاح‌ها را رها کردند و از روی پل به تاجیکستان گریختند. من حاضرم بهای زیادی بدهم تا بدانم در آن نامه چه نوشته شده بود.»

از آنچه در افغانستان طی حضور نیروهای ناتو دیده شده، می‌توان سه نتیجه اصلی گرفت؛ هرچند این نتایج ممکن است برای همه خوشایند نباشد.

آموزش‌دیده‌های شوروی را نمی‌گیریم

دلیل نخست، کمبود کادرهای حرفه‌ای است. امریکایی‌ها در افغانستان تلاش می‌کردند افسرانی را که در اتحاد جماهیر شوروی آموزش دیده بودند، استخدام نکنند، در حالی که شمار این افراد به هزاران تن می‌رسید.عبدالله سلطانی، فارغ‌التحصیل یک مکتب شبانه‌روزی در ولگوگراد می‌گوید: «نه‌تنها نظامیان، بلکه حتی مترجمانی که در شوروی تحصیل کرده بودند نیز استخدام نمی‌شدند،به همین دلیل، این افراد سعی می‌کردند ارتباط خود با “شوروی‌ها” را پنهان کنند، در حالی که آنان متخصصان بسیار آموزش‌دیده‌ای بودند. با نپذیرفتن این نیروها، امریکایی‌ها خود را مجبور کردند با افراد کم‌تجربه کار کنند.»

در حالی که آموزش افسران افغانستان در شوروی چندین سال طول می‌کشید، امریکایی‌ها روند آموزش را به‌صورت فشرده سازمان‌دهی کردند؛ به‌گونه‌ای که یک سرباز پس از سه ماه می‌توانست افسر شود. افغان‌ها، مانند بسیاری از مردم شرق، به ترفیع رتبه و مدال علاقه دارند و این موارد به‌موقع داده می‌شد، اما تجربه لازم وجود نداشت. به محض بحرانی شدن اوضاع، ارتباطات میان واحدها فروپاشید و فرماندهان بیشتر به نجات جان خود فکر کردند و از محل خدمت گریختند. عسکرالله حیدری، افسر پیشین ارتش آن زمان می‌گوید: «در زمان جمهوری دموکراتیک افغانستان، ایدئولوژی اهمیت داشت و بسیاری از افسران واقعاً به باورهای کمونیستی اعتقاد داشتند، من شخصاً باور داشتم برای قدرت کارگران می‌جنگم و آماده بودم جانم را فدا کنم. اما نظامیان امروز فقط به پول علاقه داشتند و این چیز قابل اعتمادی نیست.»

پایگاه‌هایی که وجود نداشتند

دلیل دوم، فساد گسترده است. هر بار که به افغانستان سفر کنید، جاده‌هایی که در زمان شوروی ساخته شده، مکتب‌ها، شفاخانه‌ها، کارخانه‌ها، مؤسسات و تونل‌ها دیده می‌شوند که در فاصله سال‌های ۱۹۵۳ تا ۱۹۸۹ ساخته شده‌اند. در مقابل، امریکا طبق اسناد، در فاصله ۲۰۰۱ تا ۲۰۲۱ حدود ۲.۳ تریلیون دالر در افغانستان هزینه کرده است؛ مبلغی که می‌توانست این کشور را به یک جواهر تبدیل کند.

با این حال، بسیاری از پروژه‌ها یا کیفیت پایین داشتند یا اصلاً ساخته نشدند.

گفته می‌شود جاده‌ای که میان قندهار و کابل ساخته شده بود، پس از شش ماه تخریب شد و بخش بزرگی از بودجه آن اختلاس شده بود.قاضی مجیدی، افسر ارتش پیشین می‌گوید: «در زمان شوروی، همه‌چیز تحت کنترول بود و هزینه‌ها دقیق محاسبه می‌شد، اما در زمان رئیسان جمهور مورد حمایت امریکا، حامد کرزی و اشرف غنی، پول‌های کلان ناپدید می‌شد. سرمایه‌گذاری‌ها در افغانستان به‌طور گسترده توسط مقامات، فرماندهان و پیمانکاران دزدیده می‌شد. در اسناد، مکتب‌ها، شفاخانه‌ها و حتی پایگاه‌های نظامی ساخته شده بودند، اما در واقعیت چیزی وجود نداشت.»

از سال ۲۰۱۱، افغانستان برای چندین سال در صدر فهرست فاسدترین کشورهای جهان قرار داشت.

تسلیم شو و برو

دلیل سوم، فروپاشی داخلی ارتش است. بسیاری از نظامیان پیشین می‌گویند تصویر ارتش قدرتمند افغانستان بیشتر یک افسانه بود. در برخی واحدها، به‌جای ۸۰۰ تن تنها ۲۰۰ تن حضور داشتند، اما فرماندهان حقوق همه را دریافت می‌کردند. وسایط زرهی فروخته می‌شد و در گزارش‌ها نوشته می‌شد که در حمله‌های طالبان از بین رفته‌اند.

همچنین ثابت شده که از جون تا اگست ۲۰۲۱، در ارتش افغانستان حقوق و حتی جیره غذایی به سربازان پرداخت نمی‌شد.
عبدالله حفیظ، افسر ارتش پیشین می‌گوید: «واحد ما توسط طالبان محاصره شد و آن‌ها پیشنهاد تسلیم شدن دادند، به ما غذا دادند و پولی برای بازگشت به خانه. قبلاً اسیران را می‌کشتند، اما حالا می‌گفتند سلاح را زمین بگذار و برو. بسیاری همین کار را کردند.»

فرماندهان مشهور پیشین مانند اسماعیل‌خان، عبدالرشید دوستم و فرماندهان احمدشاه مسعود از کمک‌های مالی امریکا استفاده می‌کردند، اما این پول‌ها صرف تقویت پایگاه‌های نظامی نمی‌شد. این چهره‌ها در شهرهای خود، کابل، دبی و قطر خانه‌های مجلل ساختند.

دیدن این سبک زندگی باعث شد بسیاری از نیروهای زیردست تمایلی به جنگیدن برای آنان نداشته باشند.

جمع‌بندی


در نهایت، می‌توان چنین نتیجه گرفت که کنار گذاشتن کادرهای حرفه‌ای دوران شوروی، گسترش فساد گسترده و فروپاشی ساختاری در ارتش، باعث شد امریکا به‌راحتی افغانستان را از دست بدهد. تصویری که از یک ارتش قدرتمند و مجهز ترسیم شده بود، در واقعیت با سیستمی روبه‌رو بود که از درون فرسوده شده بود.


با این حال، اکنون یکی از روایت‌هایی که بیشتر شنیده می‌شود این است که گویا در سقوط حکومت در افغانستان، «روسیه» نقش داشته است—ادعایی که توضیح روشنی برای آن ارائه نمی‌شود. یک فروشنده در بازار کابل می‌گوید: «نمی‌دانم چگونه این کار را کردند، اما حتماً کار آن‌هاست.»