در هرات، شهر تاریخی غرب افغانستان، گروهی از دختران، در پاسخ به ممنوعیت آموزش از سوی طالبان، به شکل جمعی و خودجوش دست به مطالعه زدهاند.
این دختران نه در صنف درس، بلکه در حلقههای کتابخوانی با هم آثاری از نویسندگان بزرگ جهان را میخوانند و درباره آنها گفتگو میکنند.
آثار تولستوی، چخوف و لودمیلا اولیتسکایا از روسیه، عباس معروفی و صادق هدایت از ایران، بخش مهمی از مطالعههای این گروه را تشکیل میدهد. برخی کتابها نیز به حوزههای جامعهشناسی، زیستشناسی و روانشناسی اختصاص یافتهاند.
نجلا، یکی از اعضای این گروه که نامش به دلایل امنیتی تغییر داده شده، به ویژه علاقهمند به آثار ریچارد داوکینز، زیستشناس انگلیسی است. او میگوید: «این کتابها به من کمک کردهاند تا بهتر بفهمم آنچه در مکتب میآموختم، چه معنایی داشته است.»
نجلا در زمان سقوط مکتبها در صنف ششم درس میخواند و از آن پس دیگر نتوانست به مکتب بازگردد. او میافزاید که در جمع دوستان همسن و سالش که آنها هم بازمانده از مکتب هستند، احساس خوشبختی میکند و حالا میداند آموزش محدود به صنف و مکتب نیست.
با این حال، نگرانیها هم در ذهن نجلا هست. او نگران است خانوادهاش او را به ازدواج زودهنگام وادار کند و میگوید: «نگاه من به زندگی مشترک و همسر با خواندن کتابها کاملاً تغییر کرده است.»
نسیمه، بزرگترین عضو این حلقه، میگوید اگر مکتبها و دانشگاهها باز میبودند، اکنون در صنف چهارم دانشگاه تحصیل میکرد.
او از فرصت از دست رفته تحصیل عمیقاً ناراحت است و میافزاید: «علاقه داشتم در دانشکده زبان و ادبیات فارسی درس بخوانم و معلم شوم.»
نسیمه همچنین به نویسندگی علاقهمند است و گاهی داستانهای کوتاه مینویسد. او از طریق اینترنت با آموزشگاه داستاننویسی «سوزن طلایی» در ارتباط است و نوشتههایش را با دیگر اعضای این آموزشگاه به اشتراک میگذارد.
تجربه این گروه یادآور روزهای نخستین حاکمیت طالبان در افغانستان است، زمانی که دختران از طریق کورسهای زیرزمینی و مخفی به تحصیل ادامه میدادند.
اکنون نیز این حلقهها، شمعهای کوچک مقاومت فرهنگی و آموزشی در هرات هستند، نشان میدهند که علاقه به یادگیری و کتابخوانی حتی در شرایط محدودیت شدید، خاموش نمیشود.
