مجازات اعدام، بهعنوان شدیدترین مجازات و از نظر برخی از دانشمندان حقوق جزا و علوم جنایی و مخالفان این مجازات، خشنترین نوع جزا به شمار میرود.
در طی سالیان اخیر، بهویژه از نیمهٔ قرن بیستم، در نتیجهٔ مخالفت با مجازات اعدام، در حال حاضر تعداد بزرگی از دولتها این نوع جزا را از قوانینشان حذف کردهاند، یا اینکه موارد مجازات اعدام را در قوانین خویش دارند، اما عملاً آن را اجرا نمیکنند. و بالاخره دستهای از کشورها هم وجود دارد که هنوز هم اعدام را بهعنوان یک نوع جزا به رسمیت میشناسند و آن را اعمال میکنند.
پس بدین اساس، از لحاظ اجرا و عدم اجرای مجازات اعدام، کشورها را به چهار دستهٔ ذیل تقسیم میکنیم:
کشورهایی که در آنها دیگر مجازات اعدام بهصورت قطعی وجود ندارد؛ تعداد این دسته به ۱۱۳ کشور میرسد؛
دستهٔ دوم کشورهاییاند که در قوانینشان مجازات اعدام پیشبینی شده، اما در عمل اجرا نمیکنند که تعدادشان به ۲۳ میرسد؛
دستهٔ سومی آن عدهای از کشورها هستند که در جرایم عادی مجازات اعدام را از قوانینشان حذف، اما در جرایم خیلی شدید و سنگین این نوع جزا را حفظ نمودهاند که تعدادشان به ۹ کشور میرسد؛ و
دستهٔ آخری کشورهاییاند که هنوز هم مجازات اعدام در قوانینشان وجود داشته و آن را اعمال میکنند. تعداد این دسته به ۵۴ کشور میرسد.
در بین دستهٔ چهارم، کشورهایی هستند که نظام قضاییشان بهسادگی و با تعداد زیاد احکام مجازات اعدام را صادر و مقامات اداری ایشان آن را تطبیق میکنند که در این دسته کشورهایی مانند جمهوری مردم چین، ایران، عربستان سعودی، ویتنام، کوریای شمالی و ایالات متحدهٔ امریکا در رأس قرار دارند. در این میان دولتهایی هم هستند که مجازات اعدام را بهطور مخفی و بدون ارایهٔ معلومات انجام میدهند؛ این کشورها شامل چین، ویتنام و کوریای شمالیاند (که این روش کار مخفیانهٔشان در تهیهٔ ارقام و گزارشات مربوط به اعدام در سطح بینالمللی چالشهایی را به میان آورده است).
اما آنچه در تمامی این کشورهایی که مجازات اعدام را اجرا میکنند این است که از نظر جنسیت (زن و مرد)، بر زنان این جزا کمتر اجرا میشود؛ بهگونهٔ مثال، در طی بیستوپنج سال اخیر، افغانستان در حالی که در برخی موارد محاکم ثلاثهٔ کشور حکم به اعدام زنان را نموده بودند، اما هیچ مورد اعدام زن را شاهد نیستیم.
در این میان، برخی از کشورها از جمله ایران به موضوع جنسیت کمتر توجه نموده و مجازات اعدام را بهشدت اعمال مینماید؛ چنانکه در طی یک سال گذشته ۵۲ زن در آن کشور اعدام شدهاند که ریکارد جهانی زنان اعدامشده را نشان میدهد؛ زیرا در یک سال گذشته در عربستان سعودی ۹ زن، مصر و یمن هر یک ۲ زن و عراق ۱ زن را اعدام نمودهاند (طوری که قبلاً گفته شد، ارقام اعدام سه کشور چین، ویتنام و کوریای شمالی در این خصوص در دسترس نیست).
ناگفته نباید گذاشت که تا حدود سالهای ۲۰۱۰، اکثر مقامات عدلی و قضایی جمهوری اسلامی ایران معلومات اعدامشدگان را ارایه نمیکردند؛ بناً طی سالهای ۱۹۷۹ تا ۲۰۱۰ ارقام مجموعی اعدامشدگان، از جمله زنان، در دست نیست. اما بین سالهای ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۴ تعداد اعدامشدگان زن به حداقل ۲۴۱ تن، و صرف در سال ۲۰۲۴ این تعداد ۳۱ تن، اما از ۲۰۲۴ تا حال این تعداد به ۵۲ تن میرسد که اعدام ۵۲ نفر علاوه بر آنکه ریکارد جهانی است، حداقل در ده سال اخیر نیز بالاترین رقم اعدامشدگان در ایران را نشان میدهد.
ناگفته پیداست که بیشترین این اعدامها در برابر جرایمی چون قتل، جرایم مرتبط به مواد مخدر، جاسوسی و قیام و بغاوت علیه نظام جمهوری اسلامی ایران اعمال گردیده است.
از نظر حقوقی، اکثر در اصدار حکم جزایی، محاکم از رأفت قضایی (judicial leniency)، بهخصوص در برابر زنان در جزاهای مشابه به مردان، کار میگیرند و علت آن مادر بودن و یا احترام اجتماعی که به زنان در جوامع انسانی وجود دارد، پنداشته میشود.
اما ارقام بالا نشاندهندهٔ این امر است که نظام قضایی ایران با تندی و شدت عمل نموده و حتی در مورد زنان کمتر به رأفت قضایی اتکا میورزد.
نصرالله ستانکزی آگاه مسایل سیاسی و بینالمللی و استاد پیشین دانشکده حقوق و علوم سیاسی در دانشگاه کابل است.
مسئولیت محتوای مقالههایی که در بخش دیدگاه وبسایت آمو منتشر میشوند به دوش نویسندگان آن است.
