قطع فعالیت انترنت در شش ولایت افغانستان به دستور رهبر طالبان اقدامی قابل پیشبینی بود. بسیاری از ناظران سیاسی و رسانهای معتقد اند که طالبان دیر یا زود به سوی محدودسازی و یا قطع کامل انترنت در کشور میرفتند. اکنون شواهدی وجود دارد که این تصمیم بهزودی در دیگر ولایتهای افغانستان نیز اجرایی خواهد شد تا دسترسی مردم به انترنت و در واقع، به اطلاعات، یا بهگونه جدی محدود گردد و یا کاملاً مسدود شود.
برای طالبان اگر این پروژه موفق شود، در واقع یک طرح آرمانی و رؤیایی است؛ چرا که در دیدگاه این گروه، جامعهٔ بدون دسترسی به اطلاعات خارجی، جامعهای مطیعتر و تحت کنترلتر خواهد بود. اما پرسش این است که آیا چنین طرحی عملی است؟ تجربههای تاریخی و واقعیتهای کنونی افغانستان نشان میدهد که به هیچ صورت این سیاست در بلندمدت قابل دوام نیست.
محدودیت طالبان و نبود توانایی تکنولوژیک
نخست، طالبان نه از چنان قدرت اقتصادی برخوردار اند و نه از امکانات و تکنولوژی پیشرفتهای که بتوانند همچون چین، روسیه یا کوریای شمالی یک سیستم جامع سانسور و فیلترینگ انترنت را پیاده کنند. کشورهایی مثل چین با سرمایهگذاریهای میلیاردی و سالها کار مداوم توانستهاند دیوار آتشین (Great Firewall) را ایجاد کنند که دسترسی شهروندان به اطلاعات بیرونی را محدود کند. اما حتی چین هم نتوانسته بهطور کامل جلوی ورود و خروج اطلاعات را بگیرد.
افغانستان، کشوری با اقتصاد ضعیف، زیربناهای فناورانهٔ فرسوده و وابسته به کمکهای خارجی، هرگز توانایی ایجاد چنین سیستم پیچیدهای را ندارد. طالبان حتا در تأمین برق و آب برای شهرهای بزرگ با مشکل مواجه اند، چه برسد به ساخت و مدیریت یک دیوار آهنین دیجیتالی.
تجربه ایران؛ هزینههای سنگین و نتیجهٔ اندک
نمونهٔ ایران در همسایگی افغانستان نشان میدهد که رژیمهای مشابه، با وجود تلاشهای طولانیمدت و صرف هزینههای کلان، بازهم نتوانستهاند دسترسی مردم به انترنت و اطلاعات جهانی را مسدود سازند. ایران بیش از چهار دهه است که کوشیده با فیلترینگ، سانسور و محدودیتهای شدید، جلوی دسترسی مردم به رسانههای آزاد و شبکههای جهانی را بگیرد. میلیاردها دالر هزینه صرف شد، هزاران نفر زندانی و سانسور شدند، اما امروز چه در دست رژیم ایران باقی مانده است؟ هیچ.
ماهوارهها، VPNها، شبکههای اجتماعی و ابزارهای دیجیتال جایگزین هر محدودیتی شدند. اطلاعات همچنان وارد کشور میشود و اخبار و رویدادهای داخلی به سرعت در رسانههای جهانی بازتاب مییابد. این تجربه نشان میدهد که طالبان نیز، حتا اگر بخواهند، توانایی عملیکردن رؤیای قطع کامل انترنت را ندارند.
ماهیت رژیمهای تمامیتخواه
ویژگی اصلی همهٔ رژیمهای تمامیتخواه، بستن راه آگاهی و دانایی به روی مردم است. طالبان نیز از همین قاعده پیروی میکنند. آنها میخواهند جامعهای یکدست، ساکت و بیپرسش بسازند. روایت تکبعدی طالبان از اسلام و تلاش برای تحمیل آن به جامعه، بخشی از پروژهٔ «کنترل آگاهی» است.
به همین دلیل، سخنان وزیر امر به معروف طالبان که گفت: «اگر دنیا برهم بخورد، طالبان از برنامههای خود پا پس نمیکشند» دقیقا بیانگر همین سیاست استبدادی است. طالبان بر این باور اند که راه و روایت آنها حقیقت مطلق است و هر نوع صدای متفاوت باید خاموش شود. انترنت، رسانهها و شبکههای اجتماعی، به دلیل فراهمآوردن امکان طرح پرسش و نقد، دشمن اصلی طالبان بهشمار میرود.
طالبان و تجربهٔ دور نخست حاکمیت
در دور نخست حاکمیت طالبان (۱۹۹۶ – ۲۰۰۱) این گروه با وسایل ابتدایی و با شیوههای بسیار خشن تلاش کردند صدای جامعه را خاموش کنند. ایستهای بازرسی طالبان در سراسر افغانستان به نمایشگاههای وحشتناک تبدیل شده بود؛ آنجا که نوارهای ویدیو، موسیقی و هرگونه اثر فرهنگی به دار آویخته میشد. تصویر و صدا، دو دشمن اصلی طالبان بودند.
اما با سقوط آن رژیم در سال ۲۰۰۱، جامعه بهسرعت تغییر کرد. موسیقی در خیابانها و خانهها طنین انداخت، تلویزیونها دوباره فعال شدند و افغانستان وارد عصر رسانهای شد. این تجربه بهخوبی نشان میدهد که سیاست سرکوب فرهنگی و رسانهای طالبان در بلندمدت ناکام بوده و اینبار نیز ناکام خواهد ماند.
هراسهای استخباراتی طالبان
با این حال، پشت پردهٔ این دستور ممکن است دلایل دیگری نیز وجود داشته باشد. برخی تحلیلگران بر این باور اند که طالبان از انترنت نهتنها بهعنوان ابزار آگاهی مردم، بلکه بهعنوان یک تهدید استخباراتی هراس دارند. انتقال سریع اطلاعات، هماهنگی مخالفان سیاسی، افشای فساد و خشونتها، و همچنین انتشار ویدیوهای نقض حقوق بشر توسط طالبان، از جمله عواملی است که این گروه را وادار به محدودسازی انترنت کرده است.
طالبان میدانند که هر تصویر و ویدیو از خشونتها و اعدامهای میدانیشان میتواند در رسانههای جهانی بازتاب یابد و فشارهای بینالمللی را بر آنان افزایش دهد. از اینرو، قطع انترنت برای طالبان یک ابزار حفاظتی در برابر افشاگریها نیز محسوب میشود.
طالبان و چالش آینده
طالبان اگرچه بهطور موقت میتوانند با زور، انترنت را در برخی ولایتها مسدود کنند، اما این سیاست پایدار نیست. افغانستان کشوری است با میلیونها کاربر جوان، هزاران خبرنگار، فعال مدنی و مهاجرانی که در بیرون از کشور به انترنت آزاد دسترسی دارند. هرگونه قطع یا محدودیت گسترده انترنت، فاصلهٔ میان طالبان و جامعه را بیشتر خواهد ساخت و مشروعیت داخلی و خارجی آنها را بیش از پیش زیر سؤال خواهد برد.
علاوه بر این، اقتصاد افغانستان نیز به انترنت وابسته است. تجارت، بانکداری، صادرات و حتا کارهای روزمره ادارههای دولتی بدون انترنت فلج میشوند. تجربه ولایت بلخ نشان داد که قطع انترنت فعالیت ریاست پاسپورت و گمرک را متوقف ساخت. اگر این وضعیت در سطح ملی تکرار شود، طالبان با بحران اقتصادی و اداری بزرگی مواجه خواهند شد که خودشان را نیز زمینگیر میکند.
نتیجهگیری
قطع انترنت توسط طالبان، بخشی از سیاست دیرینهٔ این گروه برای کنترل جامعه و خاموش کردن صداهای مخالف است. اما این سیاست در دنیای امروز، جایی که تکنولوژیهای جایگزین بیشمار اند، عملی نیست. تجربه ایران و دیگر کشورها نشان داده که هیچ رژیمی نمیتواند در عصر دیجیتال جریان آزاد اطلاعات را متوقف کند. طالبان با این اقدام تنها نشان میدهند که از آگاهی مردم و از شفافیت میترسند.
این سیاست شاید برای مدتی کوتاه بتواند برخی صداها را خاموش کند، اما در درازمدت، همانگونه که طالبان در دور نخست حاکمیت خود شکست خوردند، اینبار نیز شکست خواهند خورد. زیرا حقیقت و آگاهی را نمیتوان برای همیشه پشت دیوار سانسور پنهان کرد.
