حاکمیت طالبان در افغانستان امروز جمعه، ۲۴ اسد چهارساله شد اما بهجز روسیه هیچ کشوری حاضر نشد تا آنان را بهرسمیت بشناسند.
طالبان در این درازا به مشروعیت داخلی برخاسته از حق انتخاب و تعیین آینده از سوی مردم پشت کردند.
حاکمیتی که ملل متحد گفته، تکقومیست، با ساختاری تنها از افراد طالبان. در این درازا همیشه از فقدان مشروعیت داخلی یاد شده، چراکه مردم حق انتخاب ندارند.
در داخل، پیهم از اختلافهای شدید میان رهبری طالبان گزارش شد، بهویژه میان سراجالدین حقانی با هبتالله آخندزاده؛ تقابل روی سیاستگذاریها و تقسیم قدرت. اما نقش هبتالله کمرنگ نشد.
دبیرکل ملل متحد در چندین گزارش خود گفت، اختلافهای جدی در رهبری طالبان است. این گزارش آنتونیو گوترش در ماه مارچ امسال گفت، هبتالله قدرت را در قندهار متمرکز میکند بهجای کابل.
گزارش دبیرکل ملل متحد آمده است: «رهبر طالبان، هبتالله آخندزاده، اقدامات بیشتری را جهت تحکیم قدرت خود، بهشمول سازماندهی جلسات مهم تحت رهبری خودش در قندهار و تعیین افراد وفادار به خود در مناصب مهم، انجام دادهاست.
ملل متحد در چارچوب فرایند دوحه در سالهای پسین دنبال شکستن بنبست سیاسی افغانستان بود؛ با چشمانداز شکلگیری یک دولت فراگیر و مشارکت زنان در ساختارها و بالاخره ادغام کشور در جامعهجهانی. حتا که شورای امنیت به قطعنامه ۲۷۲۱ در آخر ۲۰۲۳ برای این راه حل رای داد اما هیچ سازوکار ملل متحد در ساختار سیاسی تغییر نیاورد، به جای آن راه را برای تعامل کشورها با طالبان باز کرد.
روزا اوتانبایوا، فرستاده ویژه دبیرکل ملل متحد برای افغانستان گفته است: «جامعه جهانی کماکان به شدت نگران است که تعامل تاکنون وضعیت غیرقابل زنان و دختران افغان را بهبود نبخشیده، حکومت فراگیر را ترویج نکرده و از وخامت چشمگیری وضعیت حقوق بشر جلوگیری نکردهاست.»
اینجا بود که بخت طالبان پس از حدود چهار سال گل کرد؛ روسیه همچون تنها کشور در جهان طالبان را به رسمیت شناخت و تنها چین در جهان استقبال کرد.
هیچ کشور دگری حتا قطر و پاکستان حاضر نشدهاند طالبان را بهرسمیت بشناسند. هرچند بسیاری کشورها وارد تعامل با طالبان شدهاند و دیپلماتهای طالبان را پذیرفتهاند، حتا آلمان که منتقد سرسخت سیاستهای طالبان بود.
در شورای امنیت ملل متحد، چین و روسیه در پشتیبانی از طالبان سنگ تمام گذاشته اند، اما موضع سه عضو همیشگی دیگر این شورا، فرانسه و بریتانیا تند و نماینده اداره ترمپ تندتر بودهاست.
جاناتان شریر، معاون نماینده ایالات متحده برای شورای اقتصادی و اجتماعی ملل متحد گفت: «نزدیک به چهار سال پس از تسلط طالبان، ما همچنان همان گفتگوها را ادامه میدهیم و با همان مقامهای بهاصطلاح طالبان درباره بهبود اوضاع در افغانستان مذاکره میکنیم، بدون آنکه از آنها نتایجی بخواهیم. در واقع، ما شکست طالبان را با تعامل بیشتر و منابع بیشتر پاداش دادهایم. این قطعنامه نیز تکرار همان رویکردهای پیشین است.»
طالبان به حق رای و دولت فراگیر پشت کردهاند و در چهار سال دنبال مشروعیت بیرونی بودهاند.
در این درازا مخالفان سیاسی طالبان و جبهههای نظامی ضد آنها نیز به یکپارچگی دست نیافتند و از همینرو هیچ اپوزیسیون کلان علیه طالب شکل نگرفت. هرچند مخالفان در نشستهایی از وین تا چندین جای دگر گردآمدند.
حاکمیت مردسالار، با افراد خودی طالبان، و با ایدیولوژی طالبانی در چهار سال به هیچ فرد و طرف دیگر در قدرت نقش نداد و سیاستهایش از قندهار به کشور پخش شد؛ سیاستهای هبتالله که بهجای قانون اساسی و دگر قوانین بر مردم اجرا میشوند. مردم اما نه حق اعتراض دارند و نه هم حق تعیین تکلیف آینده شان.
طالبان میگویند، همین نظام اسلامی است که مردم میخواهند، اما واقعن کسی از مردم پرسیده؟
