این روزها خبر تازهای از اسلامآباد نگاهها را دوباره به سوی روابط پاکستان و طالبان برگردانده است. وزارت خارجه پاکستان اعلام کرده که سطح روابط خود با این گروه را به سطح سفیر ارتقا داده است. سخنگوی وزارت، شفقت علی خان، گفته است نماینده طالبان در اسلامآباد از پروتکل سفیر برخوردار خواهد بود و نیازی به ارائه استوارنامه به رئیسجمهور پاکستان ندارد. هرچند هنوز درباره استفاده از پرچم طالبان تصمیم نهایی گرفته نشده و تاریخ سفر امیرخان متقی، وزیر خارجه طالبان، به اسلامآباد مشخص نیست، اما این روند بهروشنی نشان میدهد که پاکستان گام دیگری به سوی بهرسمیتشناسی عملی طالبان برداشته است.
افغانستان سالهاست میدان رقابت ژئوپولیتیک میان پاکستان و هند است. هر دو کشور با انگیزههای امنیتی و سیاسی در تحولات کابل دخالت دارند. اکنون که پاکستان سطح روابطش با طالبان را بالا برده، احتمال میرود هند نیز، هرچند محدود و غیررسمی، به اقدامی مشابه دست بزند. این رقابت بیش از آنکه بر منافع مردم افغانستان استوار باشد، بر محاسبات امنیتی و حیثیتی دو کشور تکیه دارد. در چنین شرایطی، برنده اصلی طالبان خواهد بود که با بهرهبرداری از این کشمکش، موقعیت خود را تقویت کرده و بدون تغییر در سیاستهای داخلی، امتیازهای تازهای بهدست آورد.
اما بازی خطرناک همسایگان به پاکستان و هند محدود نمیشود. ایران در ظاهر خود را مخالف سیاستهای سختگیرانه طالبان علیه زنان و اقلیتها نشان میدهد، اما در عمل روابطش را حفظ کرده و حتی در مواردی به شکلی رفتار کرده که ثبات طالبان تضمین شود. منافع تهران در مدیریت بحران مهاجرت، تجارت مرزی و کنترل منابع آب، باعث شده به جای فشار مؤثر، سیاست مماشات در پیش گیرد. این رویکرد به طالبان فرصت داده که بدون نگرانی از جبهه غربی، بر اوضاع داخلی خود مسلط بماند.
کشورهای آسیای میانه نیز رابطهای دوگانه با طالبان دارند. از یکسو نگران نفوذ افراطگرایی به داخل مرزهای خود هستند و از سوی دیگر، با نگاه اقتصادی و امنیتی با طالبان تعامل میکنند. آنها نهتنها مرزها را برای تجارت باز گذاشتهاند، بلکه از طالبان بهعنوان سپر امنیتی در برابر گروههای مسلح رقیب بهره میبرند. این سیاست، بهجای انزوای طالبان، برای آنها کانالهای تازهای جهت بقا و تجارت فراهم کرده است، بدون آنکه این گروه مجبور به پاسخگویی به مردم افغانستان باشد.
در این میان، روسیه پا را فراتر گذاشته و طالبان را بهطور رسمی به رسمیت شناخته است. این اقدام، از دید ما، کاملاً محکوم و غیرقابل توجیه است. روسیه با این تصمیم نهتنها به طالبان مشروعیت کامل بینالمللی بخشید، بلکه به دیگر کشورها پیام داد که میتوان بدون توجه به وضعیت حقوق بشر در افغانستان، این گروه را شریک سیاسی خود دانست. چنین بهرسمیتشناسیای، ضربهای سنگین به امید مردم افغانستان برای فشار جهانی بر طالبان بود و عملاً دیوار انزوای این گروه را شکست. این تصمیم روسیه بخشی از همان بازی سرد و بیرحم قدرت است که مردم افغانستان را قربانی منافع ژئوپولیتیک میکند.
پیامد این روند برای مردم افغانستان، بهویژه زنان و دختران، نگرانکننده است. نخست آنکه ارتقای روابط و بهرسمیتشناسیهای رسمی و غیررسمی، مشروعیت بیشتری به طالبان میدهد و فشارهای بینالمللی برای تغییر رفتار این گروه را کمرنگتر میکند. دوم، یکی از معدود اهرمهای جامعه جهانی برای وادار کردن طالبان به رعایت حقوق بشر، یعنی خودداری از رسمیتبخشی، با چنین تصمیمهایی تضعیف میشود. سوم، افغانستان بیش از پیش به میدان رقابت قدرتهای خارجی بدل میشود و مطالبات واقعی مردم، از صلح تا آموزش و آزادی، در حاشیه میماند.
کشورهای دوردست مانند امریکا، روسیه یا چین، بیشتر به منافع استراتژیک و اقتصادی خود در افغانستان میاندیشند، اما همسایگان علاوه بر این، درگیر رقابت مستقیم با یکدیگرند. نتیجه چنین رقابتی، تقویت موقعیت طالبان و تداوم محرومیت مردم است. افغانستان در چهار سال گذشته نه به سوی بازسازی و توسعه، بلکه به سوی انزوای اجتماعی، سرکوب سیاسی و فقر گستردهتر حرکت کرده است. این وضعیت تنها محصول تصمیمهای طالبان نیست، بلکه نتیجه شبکهای از منافع و رقابتهای خارجی است که آگاهانه یا ناآگاهانه، بقای این گروه را تضمین کرده است.
ارتقای روابط پاکستان با طالبان، مماشات ایران، تعامل سودجویانه کشورهای آسیای میانه و بهرسمیتشناسی شرمآور طالبان از سوی روسیه، حلقههای یک زنجیرند؛ زنجیری که بر گردن مردم افغانستان افتاده و آنان را در چرخهای از استبداد و بیافقی نگه میدارد. این حلقهها تنها با فشار و اعتراض واقعی مردم و اتحاد داخلی میتواند گسسته شود. اما تا زمانی که افغانستان در نگاه همسایگان یک میدان نفوذ و در چشم قدرتهای دور، یک مهره ژئوپولیتیک باقی بماند، امید به تغییر جدی کمرنگ خواهد بود.
ما باید میدانستیم که هیچکس در دنیا دوست ما نیست.
محمد افضلی مدرک دکترای خود را از دانشگاه دهلی دریافت کرده و پیش از آن به عنوان استاد دانشگاه هرات تدریس کرده است. علاوه بر این، او بیست سال در چوکات وزارت امور خارجه افغانستان در داخل و خارج کشور (از ریاست نمایندگی وزارت خارجه در هرات تا مستشار وزیرمختار در هند) کار کرده است. او کتاب هایی در زمینه ادبیات و تاریخ نوشته و چند کتاب نیز از انگلیسی به فارسی ترجمه کرده است.
