هشتم مارچ امسال، برای میلیونها زن در جهان، صرفاً روز گل و پیامهای نمادین نیست؛ بلکه صحنه بازخوانی یک حقیقت تلخ و در عین حال الهامبخش است: زنان هنوز در بسیاری از کشورها برای ابتداییترین حقوق انسانی خود میجنگند.
در منطقه ما، بهویژه در افغانستان و ایران این روز بیش از هر زمان دیگر رنگ اعتراض، مطالبهگری و مقاومت گرفته است. تفاوت امسال با سالهای گذشته در این است که صدای زنان نه فقط برای برابری، بلکه برای بقا، آموزش، کار و حضور اجتماعی بلند شده است.
در ایران با وجود سرکوبهای گسترده و اعدامها نتوانستد از حضور پر رنگ «جنبش مهسا» جلوگیری کنند.
هشتم مارچ ریشه در جنبشهای کارگری زنان در اوایل قرن بیستم دارد؛ روزی که زنان برای حق رأی، دستمزد برابر و شرایط کاری عادلانه به خیابانها آمدند.
امروز اما، در برخی کشورها، زنان حتی از حق آموزش متوسطه و دانشگاه محروماند. این عقبگرد تاریخی، معنای این روز را از جشن نمادین به یک فراخوان جهانی برای اقدام فوری تغییر داده است.
در سالهای گذشته در افغانستان، هشتم مارچ بیشتر با شعارهای رسمی و نشستهای دیپلماتیک همراه بود. اما پس از حاکمیت طالبان روایت غالب، روایت زنانی است که با وجود تهدید، بازداشت، فقر و انزوای اجتماعی، همچنان ایستادهاند. وضعیت زنان افغانستان نمونهای برجسته از این دگرگونیها است؛ جایی که محرومیت از آموزش و کار، نه یک سیاست مقطعی، بلکه ساختاری و سیستماتیک شده است.
این وضعیت برای زنانی که در ساختارهای تبعیضآمیز زندگی میکنند، یادآور این واقعیت است که حقوق زنان جدا از دموکراسی، عدالت اجتماعی و آزادی بیان نیست.
سیمون دو بووار نوشته بود: « زن زاده نمیشود، بلکه ساخته میشود »
در بستر افغانستان امروز، این جمله نشان میدهد که محدودیتهای تحمیلی بر زنان نه تقدیر الهی، بلکه محصول ساختارهای اجتماعی و سیاسی است؛ ساختارهایی که میتوان و باید تغییرشان داد. تغییر هر رژیم مستبد چه در کابل و چه در تهران نیازمند مشارکت زنان با آگاهی است نه با جنگ و مداخلات بیرونی.
گزارشهای نهادهای بینالمللی نشان میدهد که حذف زنان از اقتصاد، پیامدهای مستقیم بر فقر، سلامت و توسعه دارد.
کشوری که نیمی از جمعیتش را از آموزش و کار کنار میزند، عملاً ظرفیت توسعه خود را فلج میکند.
با این حال، تجربه تاریخی نشان داده است که حذف زنان پایدار نمیماند. هرچه فشار بیشتر شده، اشکال تازهتری از مقاومت شکل گرفته است؛ از آموزشهای خانگی و آنلاین گرفته تا شبکههای همبستگی در تبعید.
هشتم مارچ امسال، بیش از هر سال دیگر، نیازمند عبور از احساسات صرف و حرکت بهسوی استراتژی است: مستندسازی موارد نقض حقوق زنان، پیوند جنبشهای داخلی با شبکههای بینالمللی، تقویت آموزش غیررسمی و دیجیتال،فشار حقوقی از طریق نهادهای بینالمللی و وحدت قوامیافته زنان و مردان ملت ما را می طلبد.
برای افغانستان، نقش زنان در آینده کشور نه یک مطالبه حاشیهای، بلکه یک پیششرط ثبات و توسعه است.
زنانی که امروز برای حق آموزش و کار مبارزه میکنند، در واقع برای آینده سیاسی و اقتصادی کشور نیز میجنگند.
هشتم مارچ امسال، روزی است که جهان باید از خود بپرسد: آیا برابری جنسیتی یک شعار است یا تعهد عملی؟ و برای زنانی که در تاریکترین شرایط ایستادهاند، این روز یادآور یک حقیقت ساده اما قدرتمند است: تاریخ نشان داده است که صدای زنان، هرچند سرکوب شود، خاموش نمیشود.
لیمه صمیمی یکی از فعالان حقوق زن در افغانستان است. او لیسانس رشته روزنامهنگاری است. او یکی از زنانی است که اکنون خانهنشین شده است.
نوشتههایی که در این بخش منتشر میشوند، لزوماً بازتابدهنده دیدگاههای تلویزیون آمو نیستند.
