مهاجرت

اسکای نیوز: مهاجران افغانستان با رفتارهای «وحشیانه» هنگام اخراج در ایران مواجه اند

عکس از مهاجران اخراج شده از ایران. آرشیف

اسکای نیوز به نقل از شماری از مهاجران کشور گزارش داده است که برخی از این مهاجران هنگام اخراج اجباری با رفتارهای «وحشیانه» از سوی پولیس ایران رو‌به‌رو هستند.

در این گزارش آمده است که ایران تاکنون حدود ۱.۳ میلیون شهروند افغانستان را از این کشور در سال جاری اخراج کرده است که بسیاری از آن‌ها داستان‌هایی از «بازداشت‌های خشونت‌آمیز» توسط پولیس ایران دارند.

اسکای نیوز می‌گوید که روح‌الله محمدی، یکی از این مهاجران است که به ایران رفت تا زندگی بهتری بسازد و پولی به دست آورد تا برای خانواده‌‌اش بفرستد. اما مانند بسیاری از کسانی که با این رسانه صحبت کرده، او به طور غیرقانونی از مرز عبور کرد و بدون مدرک در ایران زندگی می‌کرد تا این‌که پولیس این کشور او را بازداشت کرد.

این مهاجر کشور می‌گوید: «آنان (پولیس ایران) هر چه داشتم را گرفتند و مرا به افغانستان بازگرداندند. آنان حتی مرا کتک زدند. گوشم را زخمی کردند. آیا قرار است اسلام این‌گونه اجرا شود؟»

از طرفی هم در این گزارش آمده است که ایران در اوج اخراج‌های مهاجران، تا ۲۸۰۰۰ تن را تنها در یک روز و از طریق یک گذرگاه (اسلام قلعه) اخراج کرده است.

فاطمه، مهاجر دیگر بازگشته کشور از ایران، گفته است که به دلیل فرار از فقر فرزاندش را به ایران برد. او در حالی که اشک‌هایش را پاک می‌کرد، گفت: «دو دخترم از ساعت شش صبح تا هشت و نیم شب کار می‌کردند. اما هرگز پولی به آنان پرداخت نشد. ایرانی‌ها هیچ پولی به آنان ندادند.»

اسکای نیوز افزوده با بسیاری از کودکانی مهاجر افغانستان که صحبت کرده، آنان تنها بوده‌اند. همه آنان گفته‌اند که به ایران قاچاق شده‌اند و بدهی به قاچاقچیان را به دوش کشیده‌اند.

طاهر که تنها ۱۵ سالش است، با چهره‌ای کودکانه می‌گوید که نان‌آور شش خواهر و برادر و دو والدینش است.

او به این رسانه گفته است که به تازگی ۱۶ روز را در بازداشتگاه «کتک» خورده است. با این حال، او در حال حاضر احساس می‌کند که مجبور است به ایران بازگردد؛ سنگینی مسئولیت خانواده‌اش را احساس می‌کند.

او می‌گوید: «من عمیقاً عاشق وطنم افغانستان هستم و حتی آماده‌ام جانم را برای آن فدا کنم؛ اما اگر اینجا کاری نباشد، چگونه می‌توانم زنده بمانم؟ من خانواده دارم و آنان از من انتظاراتی دارند. من باید کار کنم.»