۱۵ آگست ۲۰۲۵، چهار سال از روزی میگذرد که افغانستان بار دیگر به دست طالبان سقوط کرد؛ روزی که نه تنها سرنوشت یک ملت را تغییر داد، بلکه معنای بیست سال جنگ، قربانی و هزینههای میلیاردها دالری را برای جهان زیر پرسش برد. کمتر از یک ماه پس از این تاریخ، سالگرد حملات ۱۱ سپتمبر فرا میرسد؛ رویدادی که آغازگر حضور نظامی ایالات متحده و متحدانش در افغانستان و سرنگونی حکومت طالبان بود.
در سال ۲۰۰۱، جهان طالبان را بهعنوان پناهدهندگان و حامیان عاملان ۱۱ سپتمبر شناخت و به همین دلیل آنان را از قدرت برانداخت. اما بیست سال بعد، با چرخشی ۳۶۰ درجه، همان قدرتها با طالبان وارد مذاکره شدند و توافقی را امضا کردند که نتیجهاش بازگشت این گروه به قدرت در ۱۵ آگست ۲۰۲۱ بود. این پیوند تاریخی میان دو رویداد – یکی آغاز جنگ علیه طالبان و دیگری بازگشت دوباره آنان – نه تنها تناقض سیاست جهانی را آشکار میسازد، بلکه هشدار میدهد چگونه مصلحتهای کوتاهمدت میتوانند اصول بنیادین امنیت و حقوق بشر را قربانی کنند.
چهار سال حاکمیت طالبان: عقبگرد به تاریکی
۱. حذف سیستماتیک زنان
زنان و دخترانی که دو دهه برای حق تحصیل، کار و حضور اجتماعی تلاش کرده بودند، اکنون عملاً از زندگی عمومی حذف شدهاند. آموزش دختران بالاتر از صنف ششم ممنوع است، دانشگاهها به روی آنان بسته و فرصتهای شغلی بهشدت محدود گردیده است. زنان از اکثر مشاغل دولتی و خصوصی کنار گذاشته شدهاند و حتی حق ورود به پارکها، باشگاهها و بسیاری از اماکن عمومی را از دست دادهاند. فعالیتهای مدنی زنان با خشونت سرکوب شده است؛ بسیاری از فعالان زن یا مجبور به فرار شدهاند یا در زندانهای طالبان بهسر میبرند، جایی که در معرض خشونت، تحقیر و تهدید دایمی قرار دارند.
۲. خفقان رسانهها و آزادی بیان
رسانههایی که روزگاری نماد تنوع و پویایی در افغانستان بودند، یکی پس از دیگری خاموش شدهاند. طالبان با اعمال سانسور شدید، تهدید و بازداشت خبرنگاران، فضای رسانهای را از صدای انتقاد خالی کردهاند. بسیاری از خبرنگاران یا کشور را ترک کردهاند یا در سکوت اجباری به کار ادامه میدهند، زیرا کوچکترین نقد از عملکرد طالبان میتواند به بازداشت، شکنجه یا حتی مرگ منجر شود. طالبان دهها رسانه را تعطیل یا محدود کردهاند و خودسانسوری به یک امر عادی میان خبرنگاران داخل کشور تبدیل شده است. فضای رسانهای متنوع دیروز، امروز به تریبون تبلیغاتی طالبان بدل گردیده است.
۳. بحران امنیتی و احیای تهدید تروریزم
هرچند طالبان مدعی تأمین امنیتاند، اما حملات مرگبار داعش و دیگر گروههای تروریستی همچنان جان غیرنظامیان را میگیرد. طالبان خود نیز متهم به اعدامهای صحرایی، بازداشتهای خودسرانه، کوچ اجباری اقلیتها و سرکوب شدید معترضان هستند. حضور این گروه، افغانستان را بار دیگر به پناهگاه امن تروریستان تبدیل کرده و تهدیدهای فرامرزی را زنده نگه داشته است.
۴. فقر، فروپاشی اقتصادی و بحران انسانی
اقتصاد کشور در حال فروپاشی است؛ بیکاری، فقر شدید و کمبود مواد غذایی میلیونها شهروند افغانستان را در معرض گرسنگی قرار داده است. براساس گزارش سازمان ملل، بیش از نیمی از جمعیت افغانستان نیاز فوری به کمکهای بشردوستانه دارند و میلیونها کودک از سوءتغذیه شدید رنج میبرند.
۵. شکست وعدهها و انزوای جهانی
با وجود تعهدات طالبان در مذاکرات دوحه، این گروه کوچکترین تغییر مثبتی در رفتار خود ایجاد نکرده است. طالبان وعده تشکیل حکومت فراگیر، احترام به حقوق بشر و قطع روابط با گروههای تروریستی را داده بودند، اما هیچیک از این وعدهها عملی نشد. امروز طالبان نه مشروعیت داخلی دارند و نه مشروعیت بینالمللی، و افغانستان را به انزوای کامل کشاندهاند.
پیامی برای جهان
چهار سال حاکمیت طالبان به روشنی ثابت کرده است که این گروه نه اصلاحپذیر است و نه علاقهای به تغییر دارد. پیوند میان ۱۱ سپتمبر و ۱۵ آگست، یادآور این حقیقت تلخ است که جهان از «مبارزه با تروریزم» به «معامله با تروریزم» رسیده است.
اگر امروز جهان در برابر این واقعیت سکوت کند، نه تنها در حق مردم افغانستان جفا و خیانت است، بلکه امنیت خود را نیز به خطر انداخته است. افغانستان بیش از هر زمان دیگر نیازمند صدای حمایت جهانی، فشارهای دیپلماتیک و اقدامات عملی است تا بتواند از سایه تاریکی بیرون آید. سکوت در برابر این وضعیت، چراغ سبزی برای ادامه ظلم، سرکوب و بیعدالتی خواهد بود.
تاریخ قضاوت خواهد کرد که آیا جهان در این آزمون اخلاقی و انسانی در کنار مردم افغانستان میایستد یا با بیتفاوتی، آنان را بار دیگر به دست تاریکی میسپرد.
عبدالفرید احمد از روزنامهنگاران کشور است که افزون بر گزارش نویسی از رویدادها به تحلیل و تفسیر آنها نیز میپردازد.
مسؤولیت محتوای آن چه در دیدگاه شما منتشر میشود به نویسنده است.
عبدالفرید احمد، روزنامهنگار کشور است.
مسئولیت محتوای مقالههایی که در بخش دیدگاه وبسایت آمو منتشر میشوند به دوش نویسندگان آن است.
