نُه روز به چهارمین سالروز حاکمیت دوباره طالبان مانده است؛ اما شماری از زنانی که در این مدت شغلهای خود را از دست داده و خانهنشین شدهاند، میگویند که زندگی برایشان سختتر از هر زمان دیگر شده و همچنان به روزهای بهتر امید دارند.
در این گزارش با یک کارمند اداری و دو زن کارمند خدماتی که به تازگی از کار تنقیص شدهاند، گفتگو شده است. آنان از چالشهای اقتصادی، فشارهای روانی و امیدواریشان برای بازگشت به کار روایت میکنند.
مریم، کارمند پیشین یکی از دانشکدههای دانشگاه هرات، به دنبال کاهش بستهای زنان، از وظیفهاش برکنار شده است. او که سالها در محیط دانشگاهی فعالیت داشته، حالا برای تأمین نیازهای زندگی، ناگزیر شده تمام داراییهایش را بفروشد.
مریم میگوید پس از از دست دادن شغلش، همه چیز حتی زیورآلاتی را که در سالهای کار دولتی تهیه کرده بود، فروخته و با آن یک گاوداری کوچک راهاندازی کرده است؛ تلاشی برای نجات از فقر و گرسنگی در نبود حمایت اقتصادی و شغلی.
مریم کارمند پیشین دانشگاه هرات میگوید: «من سابق کارمند دانشگاه بودم. با سختگیریهای طالبان دیگر اجازه ورود به محل کارم را نداشتم. برای نجات از گرسنگی تمام زیورآلاتی را که در زمان ماموریتم خریده بودم، فروختم و یک گاوداری جور کردم. حالا الحمدالله کار و بار ما خوب است.»
حکایت مریم نمونهای است از صدها زن تحصیلکردهای که در سالهای اخیر به حاشیه رانده شدهاند؛ اما با وجود دشواریها، در تلاشاند راهی برای ایستادن دوباره پیدا کنند.
ملکه و مادرش، هر دو به عنوان کارمند خدماتی در یکی از ادارههای دولتی شهر هرات سرگرم کار بودند؛ اما طالبان دست آنان را از کار قطع کردند. این دو زن اکنون بیکارند و با دشواریهای فراوانی برای تأمین نیازهای زندگی، از جمله هزینههای درمان و خوراک، دستوپنجه نرم میکنند.
ملکه، کارمند خدماتی پیشین در هرات میگوید: «من به اندازهای مریض هستم که شب گذشته تازه از شفاخانه مرخص شدم. شوهرم شش لک افغانی قرضدار است. همه خبر دارند که وضعیت زندگی ما هیچ خوب نیست.»
سایره، کارمند خدماتی پیشین در هرات میگوید: «من چند کودک خردسال دارم و خودم هم بسیار مریض هستم. رفتم به شفاخانه، داکتر گفت که عملات رایگان است ولی باید دوا بخری. من هیچ پولی نداشتم که دوا بگیرم.»
فرمانهای پیدرپی طالبان برای ممنوعیت کار زنان در نهادهای دولتی و شماری از بخشهای خصوصی، هزاران زن شاغل را در سراسر افغانستان به بیکاری و انزوای اجباری کشانده است.
در شرایطی که فرصتهای شغلی جاگزین برای زنان تقریباً وجود ندارد و محدودیتهای اجتماعی روز به روز شدیدتر میشوند، بسیاری از این زنان با بحرانهای معیشتی، فشارهای روانی و انزوای اجتماعی دستوپنجه نرم میکنند.
