با نزدیک شدن به چهارمین سال حاکمیت طالبان در افغانستان، بسیاری از دختران در بامیان که از آموزش بازماندهاند، میگویند این سالها، سختترین دوران زندگیشان بوده است.
در این گزارش، به زندگی سه دختر بازمانده از مکتب پرداخته شده که پس از مسدود شدن دروازههای آموزش به روی آنان، به ناچار راهی کارگاههای خیاطی و مرکزهای دندانپزشکی محلی شدهاند؛ تا تنها راه باقیمانده برای بیرون شدن از خانه و حفظ ارتباطشان با جامعه را از دست ندهند.
این دختران میگویند در این چهار سال، نه تنها سنشان بالا رفته و فرصت طلایی آموزش از دست رفته است؛ بلکه با گذشت هر روز، امید شان به آیند نیز رنگ باخته است.
محدثه، دختر ۱۸ سالهای از بامیان که آرزوی پزشک شدن را در سر داشت، حالا پس از بستهشدن مکتبهای دخترانه از سوی طالبان، ناگزیر است در یک کارگاه خیاطی کار کند؛ کاری که میگوید برخلاف علاقهاش، از روی ناگزیری انتخاب کرده است.
او میگوید: «شغل مورد علاقه من هیچ وقت خیاطی نبود؛ اما چون مکاتب بسته شدند، مجبور شدم به این کارگاه بیایم. امیدوارم روزی مکاتب دوباره باز شوند تا ما بتوانیم ادامه تحصیل بدهیم.»
اما محدثه در این کاروان تنها نیست. بر بنیاد گزارشهای ملل متحد از هنگام بازگشت طالبان به قدرت، بیش از دو میلیون دختر از ادامه آموزش محروم شدهاند.
در سوی دیگر، نبیلا دختری دیگری است که دانش آموز صنف هشتم بود؛ اما پس از بسته شدن مکتبها اکنون در یک مرکز دندانپزشکی کار میکند. او میگوید وضعیت زنان بهشدت دگرگون شده و فرمانهای طالبان فرصتهای طلایی زندگی اجتماعی و اقتصادی آنان را از بین برده است.
نبیلا میگوید: «من صنف ۸ مکتب بودم که مکاتب بسته شدند. من و صنفیهایم آرزو داشتیم مکتب را تمام کنیم و داکتر شویم. فعلاً مکاتب باز نیستند و من آرزو دارم مکاتب دوباره باز شوند و دخترها به آرزوهای خود برسند.»
در همین حال رعنا، دختر دیگر بازمانده از مکتب میگوید: «اینکه ما نمیتوانیم به درس خواندن ادامه بدهیم، خیلی سخت و نگرانکننده است. چهار سال از درس ماندیم، سن ما بالا رفته، حافظه ما کم شده و علاقه ما به درس خواندن کمتر شده است. از این لحاظ خواهش میکنم مکاتب را باز کنید، چون واقعاً خیلی سخت است.»
این در حالی است، تا کمتر از دو هفته دیگر طالبان آماده میشوند تا چهارمین سال حاکمیت شان را در افغانستان جشن بگیرند؛ اما دختران میگویند که در چهار سال گذشته، با بسته ماندن دروازههای مکتبها به روی آنان، نهتنها آرزوهای فردی هزاران دختر در خاموشی فرو رفته، بلکه آینده یک نسل با خطر نابودی روبهرو شده است.
آنان میکنند که محرومیت از آموزش، تنها حذف یک حق نیست؛ بلکه بریدن ریشههای پیشرفت، توانمندی و مشارکت زنان در جامعه است.
