یک مطالعه تازه نشان میدهد که کودکان و نوجوانان پناهنده افغانستان که بدون همراه به بریتانیا رسیدهاند، با آسیبهای عمیق و بلندمدت روانی از جمله اضطراب شدید، افسردگی، بیخوابی و تنهایی مزمن روبهرو هستند.
این وضعیت به گفته پژوهشگران میتواند سالها پس از مهاجرت نیز ادامه پیدا کند.
این تحقیق توسط پژوهشگران دانشگاه ایست آنجلیا انجام شده و وضعیت ۱۲ پناهنده زیر سن قانونی از افغانستان را بررسی کرده است.
این افراد پس از سقوط کابل و بازگشت طالبان به قدرت در سال ۲۰۲۱، در شرایط دشوار و بدون همراهی والدین یا سرپرست به بریتانیا رسیدهاند.
بر اساس یافتههای این پژوهش، شرکتکنندگان هنگام ورود به بریتانیا بین ۱۴ تا ۲۱ سال سن داشتهاند و پیش از مهاجرت، تجربههای سنگینی مانند جنگ، تهدیدهای مستقیم امنیتی، خشونت، جدایی از خانواده و از دست دادن اعضای نزدیک خانواده را پشت سر گذاشتهاند.
یکی از نکات برجسته این تحقیق، تداوم آثار روانی حتی پس از سالها زندگی در بریتانیا است.
شماری از شرکتکنندگان گفتهاند که همچنان با کابوسهای شبانه، افکار مزاحم، بیخوابیهای طولانی و اضطراب شدید مواجه هستند.
پژوهشگران میگویند این مسائل ریشه در خاطرات خشونت در افغانستان دارد.
در روایتهای جمعآوریشده توسط محققان، برخی از این جوانان گفتهاند که شنیدن یا یادآوری مرگ اعضای خانواده، بهویژه درگیریهای مرتبط با جنگ در افغانستان، باعث افزایش استرس و در مواردی حتی بروز دردهای جسمی شده است.
پژوهشگران تأکید میکنند که بسیاری از این پناهندگان علاوه بر مشکلات روانی، دچار علائم جسمی ناشی از فشارهای روحی شدهاند.
آنان همچنین از دردهای مزمن، از جمله خستگی شدید و مشکلات جسمی مرتبط با اضطراب روبه رو هستند.
به گفته آنان، این وضعیت در برخی موارد باعث محدودیت در فعالیتهای روزمره و افزایش انزوای اجتماعی شده است.
در این مطالعه همچنین به شرایط تخلیه افغانستان در اگست ۲۰۲۱ اشاره شده است.
در آن زمان هزاران تن در میدان هوایی کابل تلاش میکردند از کشور خارج شوند.
برخی از شرکتکنندگان گفتهاند که شاهد صحنههای شدید و نگرانکننده در جریان فرار از افغانستان بودهاند، از جمله هرجومرج گسترده و جداییهای اجباری خانوادهها.
محققان دانشگاه ایست آنجلیا میگویند پناهندگان بدون همراه در مقایسه با سایر کودکان از افغانستان، آسیبپذیری بیشتری در برابر اختلال استرس پس از سانحه، افسردگی و مشکلات طولانیمدت سلامت روان دارند.
به گفته آنان، دلیل اصلی این وضعیت، ترکیب جدایی از خانواده، تجربه خشونت و نبود حمایت عاطفی در کشور میزبان است.
این پژوهش همچنین نشان میدهد که تنهایی و دشواری در ایجاد روابط اجتماعی از چالشهای اصلی این گروه است.
بسیاری از شرکتکنندگان گفتهاند که به دلیل ترس، بیاعتمادی و تجربههای گذشته، در برقراری ارتباط با دیگران دچار مشکل هستند و در نتیجه احساس انزوا را تجربه میکنند.
در بخشی از گزارش آمده است که در برخی موارد، مشکلات روانی به شکل ترکیبی از دردهای جسمی و روحی بروز کرده است؛ به گونهای که استرس شدید باعث محدودیت در حرکت، کار و زندگی اجتماعی شده است.
با این حال، پژوهشگران تأکید میکنند که وضعیت همه شرکتکنندگان یکسان نبوده و بخشی از این جوانان با دریافت خدمات حمایتی، مشاوره روانی، فعالیتهای ورزشی مانند کریکت و ایجاد روابط اجتماعی توانستهاند تا حدی به بهبود وضعیت روانی خود دست پیدا کنند.
به گفته محققان، در مواردی که حمایت اجتماعی و خدمات روانی فراهم بوده، نشانههای بهبود قابل توجهی مشاهده شده و برخی از این پناهندگان توانستهاند دوباره روابط خانوادگی یا اجتماعی خود را بازسازی کنند.
این مطالعه در مجموع نتیجهگیری میکند که کودکان پناهنده بدون همراه از افغانستان، یکی از آسیبپذیرترین گروهها در حوزه سلامت روان هستند و نیازمند حمایتهای پایدار، تخصصی و بلندمدت در کشور میزبان هستند.
