دیدگاه شما

توقع مردم از علمای دینی؛ حقیقت نباید قربانی مصلحت‌گرایی شود

بتاریخ ۸ اگست ۲۰۲۵، تلویزیون آمو مناظره‌ای با دو تن از علمای برجسته و شناخته‌شده افغانستان، آقایان عبدالسلام عابد و فیض‌محمد عثمانی، وزیر حج و اوقاف دوران جمهوریت، برگزار کرد.
بنده، به عنوان یک عالم دینی، با علاقه‌مندی و دقت به این بحث تمرکز کردم. سوالات گرداننده برنامه، واضح، روشن و منطبق با وضعیت جاری افغانستان بود. در شرایط فعلی، هر بیننده و شنونده‌ای آرزو دارد که تصویری روشن از حقیقت و واقعیت‌های دینی، در برابر عملکرد طالبان، در ذهن خود داشته باشد.

پرسش‌های آقای مهدی، گرداننده برنامه، در محور ارزیابی سه و نیم سال حکومت طالبان قرار داشت و شامل موضوعاتی چون: عدالت اجتماعی طالبان، سنخیت این گروه با اصل اسلام، ناامنی‌ها و قتل‌های مرموز، افراطیت طالبان از آدرس دین، وضعیت معیشتی و انسانی تحت اداره طالبان، شکنجه‌ها، خشونت علیه زنان، آموزش زنان و سایر حوادث بود.

متأسفانه، برخلاف توقع، پاسخ‌های جناب عابد رنگ و بوی مصلحت‌گرایی داشت و از واقعیت‌ها فاصله گرفت. این پاسخ‌ها نه جنبه دینی داشتند و نه فقهی، و به اندازه زیادی از حقیقت‌های دینی دور بودند. ایشان به جای ارائه پاسخ‌های ریشه‌ای و دینی درباره عملکرد ۳۵ ساله طالبان، بیشتر به کلی‌گویی پرداخت و از بیان رویکرد آشکار ضدشرعی و ضد دینی طالبان خودداری کرد. با این حال، در موضوع منع تحصیل زنان، سخنان مناسب و معقولی داشت.

آقای عثمانی، پاسخ‌ها را به‌صورت مبهم و گاه پراکنده بیان می‌کرد و بیشتر به فرار از پاسخ تمایل داشت. وی گاهی به تاریخ، گاهی به زندگی صحابه و گاهی هم به موضوعات پراکنده دیگر اشاره می‌کرد، اما درباره واقعیت‌های عینی جامعه، به‌ویژه واقعیت‌های دینی که قرآن کریم و سنت پیامبر بیان کرده‌اند، سخنی نگفت. در این گفت‌وگو، آقای عثمانی فرصت را برای مصلحت‌گرایی سیاسی و اتخاذ موضعی که بیشتر به منافع شخصی‌اش مرتبط بود، غنیمت شمرد.

ایشان، بدون توجه به ارتباط بحث با موضوع اصلی، وارد عرصه سیاست بین‌المللی و منطقه‌ای شد و درباره وضعیت مهاجرین افغانستان که اخیراً از ایران اخراج شده‌اند سخن گفت؛ گویا هدفش جلب رضایت کشورهای مخالف ایران، به‌ویژه امریکا، اسرائیل، ترکیه و پاکستان بود. او همچنین قوم‌گرایی طالبان را تبرئه کرد، و به این ترتیب با یک سخن، چند هدف سیاسی را دنبال نمود.

آقای عثمانی به موضوعات مهم و بنیادین جهان اسلام به عنوان وزیر پیشین اوقاف اشاره‌ای نکرد؛ گویی مشکلات بزرگ جهان اسلام را احساس نمی‌کند و نسبت به قتل‌ها، خشونت‌ها، تعصب‌ها و دیگر مظالم طالبان بی‌تفاوت است، اما خروج مهاجرین را به‌شدت احساس می‌کند!

امروزه مصلحت‌گرایی، قوم‌گرایی، پنهان‌کاری در برابر حقیقت‌های سرنوشت‌ساز جوامع اسلامی، و پیگیری منافع شخصی و اقتصادی، اکثریت علمای افغانستان را همانند بسیاری از سیاستمداران و کارشناسان، سردرگم و تحت تأثیر قرار داده است.

در نظامنامه‌های نظامی، مثلی مشهور است: «جایی که ما نرویم، دشمن می‌رود.» وقتی علمای دینی و کارشناسان امور شرعی، پنهان‌کاری و مصلحت‌گرایی را بر واجبات دینی مقدم می‌دانند، دیگر وضع به‌گونه‌ای می‌شود که گویی «کفر اگر از کعبه برخیزد، کجا ماند مسلمانی.»

متأسفانه، وضعیت اکثریت علمای ما چنین است؛ ماهیت دینی خود را از دست داده‌اند و به‌جای آن یا ماهیت قومی و یا مصلحت‌گرایی سیاسی و اطلاعاتی را دنبال می‌کنند.

در شریعت اسلامی، «مفهوم مخالف» در بسیاری موارد به افشای یک حقیقت کمک می‌کند؛ یعنی اگر فردی جاهل را «عالم» معرفی کنیم، در واقع خلاف حقیقت را گفته‌ایم. چگونه می‌توان کسی را که جاهل است، عالم و پرچم‌دار علم دانست؟ این مثال دقیقاً بر بحث برنامه آمو صدق می‌کند، زیرا طالبان که ده‌ها هزار انسان را کشته‌اند و مرجعیت دینی‌شان به مدارس حقانیه پشاور برمی‌گردد، و وضعیت اخلاقی‌شان تا ۸۰ درصد با ارزش‌های دینی در تضاد آشکار است، چگونه می‌توانند از منظر یک عالم و کارشناس امور دینی توجیه شوند؟

حقیقت دینی طالبان از منظر متون دینی و شرعی چیست؟

در مورد پنهان کردن حقایق دینی، خداوند متعال در آیه ۱۵۹ سوره بقره می‌فرماید: «کسانی که دلایل روشن و هدایتی را که ما نازل کرده‌ایم، پس از آنکه آن را در کتاب برای مردم بیان کردیم، پنهان می‌کنند، خدا آنان را لعنت می‌کند و همه لعنت‌کنندگان نیز آنان را لعنت می‌کنند.»

خداوند لعنت را تنها در دو مورد جایز دانسته است: یکی نسبت به شیطان و دیگری نسبت به کسانی که حقایق دینی را پنهان می‌کنند. هدفم از این سخن، حمله به این دو شخص نیست، اما اگر این دو عالم حقایق تأثیرگذار را پنهان کرده باشند، ملامتی بر من نیست، زیرا این یک امر دینی است.

اما آنچه از جنایات و جرایم آشکار طالبان پنهان ماند، چنین است:

۱. طالبان یک گروه متمرد و باغی دینی است که در برابر حکومت استاد ربانی با خشونت و قتل دست به کار شد. اگر واقعاً مسلمان بودند، باید با آن حکومت صلح می‌کردند، زیرا حکومت استاد ربانی نماینده اراده دو میلیون شهید و ۹۰ درصد مردم افغانستان بود و رهبران مشهور جهادی چون مولوی یونس خالص، مولوی محمد نبی محمدی، استاد سیاف، پروفیسور صبغت‌الله مجددی، پیر سیداحمد گیلانی، استاد عبدالعلی مزاری، شیخ آصف محسنی، سید مصطفی کاظمی، سید حسین انوری، استاد محقق و دیگران در آن مشارکت داشتند. این رهبران در ابتدا طالبان را بخشی از نهضت اسلامی می‌دانستند و احمدشاه مسعود نیز به دیدار آنان رفت، اما طالبان با جنگ و قتل پاسخ دادند.

۲. ایجادکننده طالبان سازمان آی‌اس‌آی پاکستان است که به دستور کشورهای غربی عمل کرده است، نه از منابع اسلامی. صدها مقاله، ده‌ها کتاب و مصاحبه مقامات بلندپایه این موضوع را ثابت می‌کند. وقتی آغاز یک جریان دینی از نظر منبع مشکوک باشد، چگونه می‌تواند با احکام شرعی سازگار باشد؟

۳. طالبان ده‌ها هزار انسان بی‌گناه را کشته‌اند، از جمله در حملات غرب کابل به بیمارستان‌ها، دانشگاه‌ها، مکاتب، مساجد و اماکن عمومی. قرآن در مورد قتل می‌فرماید: «هر کس انسانی را بدون ارتکاب قتل یا فساد در زمین بکشد، گویا همه انسان‌ها را کشته است.» (مائده: ۳۲)

۴. ادامه تعصب دینی، مذهبی، قومی و زبانی.
۵. نقض حدود ۱۲۰ آیه و حدیث درباره حقوق زنان.
۶. خودداری از گفت‌وگو با علمای دینی و نهادهای فقهی، چون وابسته به شبکه‌های استخباراتی‌اند.
۷. حمله به پنجشیر، اندراب و هزاره‌جات که هیچ توجیه شرعی ندارد.
۸. وجود ۳۵ هزار زندانی سیاسی در شرایط کنونی، امری غیراسلامی است.
۹. تجاوز به زنان و دخالت در زندگی شخصی مردم.
۱۰. صدور صدها حکم غیر اسلامی و غیر انسانی.
۱۱. تحمیل محدودیت بر لباس، مو، بدن، زندگی شخصی، عقاید و باورها.
۱۲. تفکیک میان علوم عصری و علوم دینی برخلاف قرآن.
۱۳. کوچ اجباری و بی‌احترامی به عقاید دیگر مذاهب.

از نظر دینی، فقهی و اسلامی، صدها دلیل، قرینه، سند و شاهد وجود دارد که مخالفت طالبان با اصل اسلام و شریعت را اثبات می‌کند.

بدین ترتیب، برخی از علمای افغانستان حقیقت‌های روشن دینی را پنهان می‌کنند، در حالی که وظیفه دینی‌شان حکم می‌کند حقایق را آشکار سازند.

پیامدهای این پنهان‌کاری سه مورد است:
۱. تشویق طالبان به خشونت و ظلم بیشتر.
۲. تطبیق رفتار طالبان با منابع دینی در ذهن مردم.
۳. فاصله گرفتن نسل جوان از دین و متون اصلی آن.

عبدالرزاق لقمان دکترای علوم اسلامی از دانشگاه الازهر و جامعه دول عربی مصر دارد. سابقه سکرتراول سفارت افغانستان در جاپان، معاون سفیر در سازمان همکاری اسلامی (OIC) و معاون ریاست حقوق و معاهدات وزارت خارجه را دارد. اکنون استاد دانشگاه آنلاین بانوان افغانستان، عضو آکادمی فقه بین‌المللی OIC و نماینده نهاد بین‌المللی ITJP در کشورهای عربی، اسلامی و جاپان است.