بخش زنان ملل متحد در یک تحلیل جنسیتی از سال ۲۰۲۵ میلادی، که به تازگی به نشر رسیده، گفته است که نابرابری جنسیتی ساختاری در افغانستان و محدودیتهای عملیاتی بر مشارکت زنان امدادگر، محرومیت زنان را عمیققتر کرده است.
در این تحلیل آمده است که این نابرابری ساختاری و محدودیتها، دسترسی زنان به خدمات را کاهش داده و توانایی آنان را برای تاثیرگذاری زنان امدادگر بر کمکهای بشردوستانه در افغانستان را محدود کرده است.
بخش زنان ملل متحد گفته است که این «الگوی ثابت» زنان و دختران در افغانستان را با خطرات متعدد، به ویژه در خانوادههای تحت سرپرستی زنان و در میان زنانی که در خانوادههای تحت سرپرستی مردان زندگی میکنند، روبهرو کرده است.
دادههای تحلیلشده برای این تحلیل جنسیتی نشان میدهند که خانوادههای که عمدتاً توسط زنان بیوه اداره میشوند، اغلب مشکلات عملکردی را دارند و این مشکلات در یک محیط از قبل بسیار محدود، تحرک، درآمدزایی و دسترسی به اطلاعات و خدمات را محدودتر کرده است.
به گفته این نهاد، در کنار این تأثیرات بحرانهای چندگانه و همپوشانی که توسط خانوادهها متحمل میشوند، با شوکهای مکرر و بازگشتهای گسترده تشدید میشود، که باعث افزایش فشارهای احساس شده توسط خانوادهها و افزایش قرار گرفتن در معرض ناامنی، خطرات اخراج و استفاده از ساختارهای مقابلهای مضر، بهویژه برای زنانی که گزینههای محافظتی کمتر و حمایت اجتماعی محدودی دارند، میشود.
در این تحلیل افزوده شده که زنان اغلب فاقد اطلاعات واضح در مورد نحوه دسترسی به کمکهای بشردوستانه، نحوه تصمیمگیری در مورد هدفگیری و نحوه ارائه بازخورد ایمن هستند. محدودیتهای تحرک، هنجارهای اجتماعی غالب و حضور محدود امدادگران زن همچنان مانع دسترسی ایمن و تضعیف پاسخگویی زنان شده است.
این نهاد تاکید میکند که این شکافها به ارتباطات مربوط به خطرات نیز گسترش مییابد، چون زنان به طور معمول از اطلاعات آمادگی و هشدار اولیه که برای مقابله ایمن و بهبودی ضروری است، محروم میشوند.
این تحلیل نشان میدهد که ناامنی غذایی در افغانستان همچنان بسیار بالاست؛ طوری که زنان، بهویژه زنان در معرض گرسنگی بیشتری قرار داند و احتمال بیشتری میرود که به مقابله منفی که میتواند به پسران و دختران آسیب برساند، روی آورند.
در بخشی از تحلیل بخش زنان ملل متحد گفته شده که فرصتهای معیشتی برای زنان همچنان محدود و به طور فزایندهای در خانه، در میان دسترسی محدود به بازارها، اسناد و مدارک و خدمات مالی، متمرکز است. این محدودیتها به چرخهای کمک میکنند که در آن بسیاری از خانوادهها از طریق راهبردهای که خطرات حمایتی، از جمله کار کودکان، ترک تحصیل و ازدواج زودهنگام را افزایش میدهند، شوکها را تحمل میکنند.
این تحلیل جنسیتی همچنین به یک چرخه مداوم و تقویتکننده اشاره دارد. محدودیتهای تحرک و مشارکت زنان، همراه با فشار اقتصادی، کاهش بودجه برنامههای بشردوستانه، شوکها و فشارهای مهاجرت که زنان و دختران را در سراسر افغانستان به سمت محرومیت عمیقتر و خطرات حفاظتی بالاتر سوق میدهد؛ در حالی که توانایی آنان را برای دسترسی، شکلدهی و بهرهمندی از کمکهای بشردوستانه و فرصتهای معیشتی محدود میکند.
یافتههای این تحلیل بر نیاز به برنامهریزی یکپارچه و پاسخگو به جنسیت تأکید میکنند که خانوادههای تحت سرپرستی زنان، زنان بازگشته، دختران نوجوان و سایر زنان و دختران در معرض خطر را در اولویت قرار دهد، دسترسی ایمن و پاسخگویی را تقویت کند و اتکا به ساختارهای مقابلهای مضر را بهویژه در شرایط آسیبدیده از شوک و بازگشت کاهش دهد.
