امنیت

استاد دانشگاه جورج‌تاون: شکست در افغانستان حاصل یک تصمیم نبود، نتیجه ۲۰ سال سوءمدیریت بود

پل میلر، استاد دانشگاه جورج‌تاون و مقام پیشین شورای امنیت ملی ایالات متحده، در کتاب «انتخاب شکست» در مورد جنگ افغانستان گفته است، شکست امریکا نتیجه انباشته‌شدن تصمیم‌های نادرست، سوءمدیریت ساختاری و کوتاه‌بینی سیاسی در طول ۲۰ سال بوده است.

او در این کتاب با نگاه انتقادی و جامع، دلایل شکست امریکا در طولانی‌ترین جنگ تاریخ این کشور در افغانستان را بررسی کرده است.

این جنگ پس از دو دهه، با بازگشت طالبان به قدرت پایان یافت.

مایک نلسون، نویسنده و تحلیل‌گر، در یادداشتی درباره این کتاب نوشته است که میلر نشان می‌دهد که هیچ لحظه‌ تعیین‌کننده‌ واحدی وجود نداشته که اگر تغییر می‌کرد، نتیجه جنگ به پیروزی می‌انجامید. در عوض، زنجیره‌ای از تصمیم‌های اشتباه، از آغاز مداخله نظامی تا خروج نیروها، به‌تدریج روی هم انباشته شد و در نهایت به فروپاشی انجامید.

در این کتاب، موفقیت‌های سریع اولیه نیروهای امریکایی و متحدان محلی‌شان، به‌ویژه در سال‌های نخست جنگ، به‌عنوان یکی از ریشه‌های اصلی خطا معرفی شده است.

میلر استدلال می‌کند که این پیشروی‌های زودهنگام، تصور نادرستی از شکست طالبان ایجاد کرد و باعث شد ایالات متحده از تعهد سیاسی و امنیتی پایدار در افغانستان غفلت کند؛ در حالی که طالبان نه شکست خورده بودند و نه از میان رفته، بلکه تنها موقتاً عقب رانده شده بودند.

نویسنده همچنین توجه امریکا به جنگ عراق را از عوامل تشدیدکننده این وضعیت می‌داند.
موضوعی که باعث شد مشکلات ساختاری در نهادهای سیاسی و نظامی افغانستان نادیده گرفته شود و بحران، به‌جای مهار، به‌تدریج عمیق‌تر شود.

برخلاف برخی آثار که جنگ افغانستان را از زاویه یک منطقه یا یک تجربه میدانی خاص روایت می‌کنند، «انتخاب شکست» رویکردی کلان دارد و تصمیم‌های سیاسی و نظامی در سطوح مختلف، از میدان جنگ تا کاخ سفید، را بررسی می‌کند.

به نوشته نلسون، میلر در این مسیر هیچ‌یک از بازیگران، چه نظامی و چه غیرنظامی، چه جمهوری‌خواه و چه دموکرات، را از مسئولیت مبرا نمی‌داند.

پل میلر خود از کهنه‌سربازان ارتش ایالات متحده است و در سال‌های پایانی دولت جورج بوش و آغاز دولت باراک اوباما، به‌عنوان مدیر امور افغانستان در شورای امنیت ملی فعالیت داشته است.

به گفته نلسون، همین سابقه باعث شده نقدهای او صریح‌تر و معتبرتر باشد؛ چرا که میلر نه‌تنها دیگران، بلکه تصمیم‌ها و عملکرد خودش را نیز بی‌پرده نقد می‌کند.

این کتاب همچنین روایت‌هایی را که شکست افغانستان را صرفاً به گردن سیاست‌مداران یا فرماندهان نظامی می‌اندازند، به چالش می‌کشد.

به باور میلر، امریکا با طفره رفتن، تعهد نیم‌بند و ناتوانی در پذیرش هزینه‌های یک جنگ تمام‌عیار، عملاً «انتخاب شکست» را برگزید.

نلسون می‌نویسد که با گذشت زمان، بحث‌ها درباره جنگ افغانستان احتمالاً از حالت احساسی فاصله خواهد گرفت و جنبه‌ای تحلیلی‌تر به خود خواهد گرفت.

در این میان، «انتخاب شکست» می‌تواند به یکی از منابع کلیدی برای درک این جنگ و جلوگیری از تکرار اشتباهات مشابه در درگیری‌های آینده تبدیل شود؛ چرا که قربانیان این جنگ و جان‌هایی که ممکن است در آینده نجات داده شوند، شایسته چنین بازخوانی صادقانه‌ای هستند.