افغانستان

گفته‌های محمد محقق درباره خط دیورند جنجال‌برانگیز شد

گفته‌های محمد محقق، رهبر حزب وحدت اسلامی افغانستان، درباره به‌رسمیت شناختن خط دیورند به‌عنوان مرز رسمی میان افغانستان و پاکستان، با واکنش‌های متفاوت از سوی چهره‌های سیاسی و مقام‌های پیشین کشور روبه‌رو شده است.

آقای محقق در گفت‌وگو با برنامه موج تلویزیون آمو گفته است که به مرزهای اعلام‌شده از سوی ملل متحد پایبند است و خط دیورند را به‌عنوان مرز رسمی می‌پذیرد.

او همچنین افزوده است که در صورت درخواست همکاری مخالفان طالبان از پاکستان، به باور او امکان پاسخ مثبت از سوی اسلام‌آباد وجود دارد.

این گفته‌ها در حالی مطرح شده که دیورند همواره یکی از موضوعات حساس و مناقشه‌برانگیز در سیاست افغانستان بوده است.

در واکنش به این سخنان، شماری از مقام‌های پیشین بر اهمیت نقش اراده مردم در چنین تصمیم‌هایی تأکید کرده‌اند.

حنیف اتمر، وزیر خارجه پیشین کشور با اشاره به اصل حق تعیین سرنوشت گفته است که مشروعیت نظام‌های سیاسی به خواست مردم وابسته است و بی‌توجهی به این اصل در مسائل کلان ملی قابل پذیرش نیست.

در عین حال، برخی دیگر این موضع‌گیری را از زاویه سیاسی مورد نقد قرار داده‌اند.

رحمت‌الله نبیل گفته‌های محقق را «چرخشی سیاسی قابل پرسش» توصیف کرده و بر ضرورت بررسی این‌گونه دیدگاه‌ها در چارچوب منافع ملی و اجماع عمومی تأکید کرده است.

در مقابل، شماری از چهره‌ها بر ضرورت نگاه واقع‌گرایانه به موضوع مرزها تأکید دارند.

نیلوفر رحمانی، نماینده پیشین در پارلمان گفته است که بحث خط دیورند باید از رقابت‌های قومی و احساسی جدا شود و در چارچوب حقوق بین‌الملل مورد بررسی قرار گیرد.

او تأکید کرده که نبود اجماع ملی و روایت مشترک تاریخی، یکی از چالش‌های اساسی در این زمینه است.

از سوی دیگر، عمر داوودزی، وزیر داخله حکومت پیشین با اشاره به اختلاف دیدگاه‌ها در میان اعضای «مجمع ملی برای نجات افغانستان»، گفته است که در این زمینه اجماع وجود ندارد و او شخصاً دیورند را «خط فرضی» می‌داند.

او افزوده است که تصمیم‌گیری درباره چنین موضوعاتی باید از طریق روندهای جمعی و نشست‌های ملی انجام شود.

نور رحمان اخلاقی، وزیر امور مهاجران حکومت پیشین با اشاره به نقش عبدالرحمن خان در شکل‌گیری مرزهای کنونی، این پرسش را مطرح کرده است که چگونه می‌توان هم او را به‌عنوان معمار افغانستان مدرن ستود و هم میراث مرزی‌اش را رد کرد.

او این رویکرد را نوعی تناقض در گفتمان سیاسی کشور دانسته است.

همچنین مجیب مهرداد، خبرنگار کشور نیز با اشاره به نقش عبدالرحمن خان در تعیین مرزهای کنونی، گفته است که نمی‌توان هم او را به‌عنوان بنیان‌گذار افغانستان مدرن پذیرفت و هم تصمیم‌های او درباره مرزها، از جمله خط دیورند، را رد کرد.

مهرداد همچنین تأکید کرده که مرزهای امروزی افغانستان در بستر رقابت‌های تاریخی قدرت‌های بزرگ شکل گرفته و اکنون باید یا این مرزها پذیرفته شود یا پیامدهای منازعات تازه در نظر گرفته شود.

در همین حال، سمیع سادات از نظامیان پیشین با رویکردی انتقادی، این‌گونه موضع‌گیری‌ها را در شرایط حساس کنونی نیازمند دقت و مسئولیت‌پذیری بیشتر دانسته است.

سمیع سادات، فرمانده پیشین نیروهای ویژه افغانستان با انتقاد تند از این موضع‌گیری، آن را نشانه‌ای از «نبود حس مسئولیت ملی» دانسته است.

آقای سادات تأکید کرده که هیچ فرد یا جریانی صلاحیت تصمیم‌گیری درباره واگذاری یا پذیرش چنین بخش بزرگی از سرزمین را ندارد و این‌گونه گفته‌ها می‌تواند به تضعیف وحدت ملی و مشروعیت مبارزات سیاسی مخالفان طالبان منجر شود.

اما سمیع یوسفزی، خبرنگار، گفته است که تصمیم‌گیری درباره سرنوشت خط دیورند، تنها مربوط به مردم افغانستان است.

او تأکید کرده که اظهار نظر درباره مالکیت و مرزها زمانی مشروعیت دارد که از سوی کسانی مطرح شود که خود را متعلق به این سرزمین می‌دانند و بر حق حاکمیت ملی آن تأکید دارند.

از سویی هم عبدالغفور لیکوال، سفیر پیشین افغانستان در ایران نیز با انتقاد از گفته‌های آقای محقق، گفته است که رد «خط استعماری دیورند» و بازسازی افغانستان تاریخی، از ارزش‌ها و آرمان‌های اساسی در حافظه جمعی مردم افغانستان به‌شمار می‌رود.

او افزوده است که چنین موضوعی با «اظهارات غیرمسئولانه یک فرد» تعیین نمی‌شود و بی‌توجهی به این ارزش‌ها می‌تواند پیامدهای سیاسی جدی در پی داشته باشد.

آقای لیوال همچنین با اشاره به پیشینه تاریخی افغانستان، تأکید کرده است که در دوره‌هایی این سرزمین به بخش‌های مختلف تقسیم شده بود، اما با شکل‌گیری حرکت‌هایی مانند قیام‌ها و تأسیس دولت‌های مقتدر، دوباره به یک واحد سیاسی تبدیل شد. به گفته او، دستیابی به اهداف ملی در گرو حفظ وحدت، تقویت نهادها و تداوم تلاش‌های جمعی است.

در همین حال، اسد بودا، جامعه‌شناس و نویسنده با نگاهی انتقادی گفته است که دیورند برای پاکستان «مرز ثابت» نیست، بلکه ابزاری انعطاف‌پذیر در سیاست‌های امنیتی آن کشور تلقی می‌شود.

آقای بودا افزوده است که در حالی‌که در آن‌سوی مرز برنامه‌ریزی‌های منسجم جریان دارد، در داخل افغانستان بیشتر شاهد اختلافات و تنش‌های داخلی هستیم.

از سوی دیگر، فضل هادی مسلمیار، رئیس پیشین مجلس سنای کشور تأکید کرده است که دیورند یک «خط فرضی» است و به گفته او، مردم افغانستان هرگز آن را به‌عنوان مرز رسمی نخواهند پذیرفت.

او افزوده است که تصمیم‌گیری درباره این موضوع به کل ملت افغانستان مربوط می‌شود و اظهارات فردی نمی‌تواند جایگزین اراده جمعی شود

خط دیورند در سال ۱۸۹۳ میلادی میان عبدالرحمن خان و مورتیمر دیورند، نماینده وقت بریتانیا ترسیم شد.

این خط مرزی، افغانستان را از مناطق آن‌سوی مرز که اکنون بخشی از پاکستان محسوب می‌شود، جدا کرد.

پس از تشکیل پاکستان در سال ۱۹۴۷، این کشور خط دیورند را به‌عنوان مرز رسمی و بین‌المللی به رسمیت شناخت.

با این حال، حکومت‌های مختلف افغانستان در دهه‌های گذشته از به‌رسمیت شناختن رسمی این خط خودداری کرده و آن را موضوعی مورد مناقشه دانسته‌اند.

خط دیورند نه‌تنها یک مرز جغرافیایی، بلکه مسأله‌ای تاریخی، سیاسی و هویتی است که با مفهوم حاکمیت ملی و حق تعیین سرنوشت مردم افغانستان گره خورده است.