امروز نزدهمین سالگرد درگذشت محمد ظاهرشاه، آخرین پادشاه افغانستان است. ظاهر شاه در اول اسد ۱۳۸۶ در ۹۲ سالگی درگذشت و در تپه مرنجان کابل به خاک سپرده شد.
این گزارش به آخرین و طولانیترین نظام شاهی افغانستان زیر حاکمیت ظاهر شاه پرداخته است؛ حاکمیتی که موافقان و مخالفان خودش را دارد.
۴۰ سال پادشاهی، حدود ۳۰ سال در تبعید و پنج سال هم در میانه شکلگیری نظامی با پشتیبانی امریکا؛ محمد ظاهر شاه، چهره برجسته تاریخ معاصر و آخرین پادشاه افغانستان است.
او ۱۹ ساله بود که پس از کشتهشدن پدرش، محمد نادر شاه، در سال ۱۳۱۲ خورشیدی به سلطنت رسید. اما اداره سلطنتاش در دست کاکاهایش بود و نزدیک به ۴۰ سال طولانیترین حاکمیت را در افغانستان داشت.
حاکمیت ظاهر شاه در افغانستان در جنگ جهانی دوم و جنگ سرد بیطرف ماند، تعادل در سیاست خارجی میان امریکا و شوروی سابق را حفظ کرد و در نهایت در تلاطم جهانی یک بخشی از قرن بیستم، کشور در آرامش و صلح ماند.
محمد ظاهر شاه گامهایی را برای مدرنسازی کشور برداشت؛ از اصلاحات اقتصادی تا زمینهسازی برای آموزش با حضور زنان. در دوره او، قانون اساسی برای افغانستان تهیه شد که نظامی شاهی را مشروطه ساخت و آزادی نسبی به احزاب سیاسی و مطبوعات داد.
در ۱۳۵۱ خورشیدی هنگامی که شاه در ایتالیا بود، آخرین نظام شاهی افغانستان با کودتای محمد داوود خان، پسر کاکایش فرو ریخت و نخستین نظام جمهوری افغانستان شکل گرفت. شاه حدود سی سال در روم در تبعید ماند.
پس از سقوط حاکمیت نخست طالبان، ظاهرشاه به کابل برگشت و لویه جرگه سال ۱۳۸۱ خورشیدی برای او لقب «بابای ملت» را داد.
محمد ظاهر شاه، پادشاه سابق افغانستان، در یکی از سخنرانیهای خود گفت: «چیزی که به آینده مربوط است، وقتی ضرورتهای امروزی ما پایان مییابد، طبیعی است که یک روزی به کشور خود خواهند رفت و ما به امریکاییها به عنوان یک دوست خواهیم دید.»
ظاهر شاه در چنین روزی در ۱۳۸۶ خورشیدی فوت کرد.
مخالفانش از فقر و کندی اصلاحات در چهار دهه پادشاهی او یاد کردهاند و از او همچون شاه خوشگذران نام بردهاند؛ اما موافقان، ظاهر شاه را نمادی از پایداری سیاسی، صلح و وحدت در افغانستان میبینند.
نصرالله ستانکزی، استاد دانشگاه، میگوید: «قانونمداری را به خصوص در دهه آخر حکومتش به شدت رعایت کرد. برای آزادیهای مدنی و دموکراتیک اقدامات سازندهای داشت که در تاریخ افغانستان بعد از آن کمتر نظیرش را دیدیم.»
سرور نیازی، آگاه سیاسی، میگوید: «در زمان پادشاهی خود کارهای زیادی را برای پیشرفت و ترقی افغانستان انجام داد. اگر شما امروز سیلوها را میبینید، اگر شما فابریکههای نساجی را میبینید یا یگان قصرهای مجلل را در کابل میبینید و اگر شما بزرگراههای افغانستان را میبینید، همه محصول کار ظاهرشاه بود.»
افغانستان در دوره شاهی شاهر شاه، در آرامترین دههها در تاریخ معاصر خوده نفس کشیده، اما پس از کودتای داوود خان، افغانستان با جنگهای پیهم، تحولهای سیاسی و بیثباتی در بیش از نیم قرن روبهرو بودهاست.
