یورگن هابرماس، فیلسوف برجسته آلمانی و از اثرگذارترین متفکران معاصر، روز شنبه، ۲۳ حوت، در سن ۹۶ سالگی درگذشت.
او طی بیش از شش دهه فعالیت فکری با دفاع از دموکراسی، گفتوگوی عقلانی و نقش استدلال در زندگی عمومی، تأثیر گستردهای بر اندیشه سیاسی و اجتماعی اروپا گذاشت.
هابرماس در سال ۱۹۲۹ در شهر دوسلدورف به دنیا آمد و از چهرههای برجسته نسل دوم مکتب فرانکفورت به شمار میرفت. این جریان فکری با نامهایی مانند ماکس هورکهایمر، تئودور آدورنو و هربرت مارکوزه شناخته میشود.
هابرماس فعالیت دانشگاهی خود را در دهه ۱۹۵۰ به عنوان دستیار آدورنو در مؤسسه پژوهشهای اجتماعی فرانکفورت آغاز کرد.
یکی از نخستین آثار مهم او کتاب «دگرگونی ساختاری حوزه عمومی» بود که در سال ۱۹۶۲ منتشر شد.
در این اثر، هابرماس مفهوم «حوزه عمومی» را توضیح داد؛ فضایی که در آن شهروندان میتوانند درباره مسائل عمومی از طریق بحث و استدلال آزاد گفتوگو کنند.
این نظریه بعدها به یکی از مفاهیم مهم در علوم اجتماعی و نظریه دموکراسی تبدیل شد.
اثر مهم دیگر او «نظریه کنش ارتباطی» است که در سال ۱۹۸۱ منتشر شد. در این کتاب هابرماس استدلال میکند که مشروعیت اجتماعی در جوامع مدرن باید بر پایه گفتوگو و توافق عقلانی میان شهروندان شکل گیرد، نه صرفاً بر اساس قدرت سیاسی یا منافع اقتصادی.
در این نظریه، هابرماس میان «نظام» (سیستم) و «جهان زیست» (لبنسولت) تمایز قائل میشود. به باور او، نظام اقتصادی و بوروکراتیک میتواند به تدریج بر زندگی اجتماعی و فرهنگی انسانها سلطه پیدا کند و فضای گفتوگوی آزاد را محدود سازد.
هابرماس علاوه بر فعالیتهای دانشگاهی، در بسیاری از بحثهای سیاسی و اجتماعی زمانه خود نیز حضور داشت. از جنبشهای دانشجویی دهه ۱۹۶۰ در اروپا گرفته تا بحثهای مربوط به اتحاد آلمان، جنگهای ناتو، بحران مالی جهانی و تحولات سیاسی بینالمللی، او بارها با انتشار مقالهها و سخنرانیها در فضای عمومی مداخله فکری کرد.
برخی پژوهشگران او را نمونهای از «فیلسوف-شهروند» میدانند؛ متفکری که فلسفه را از مسائل سیاسی و اجتماعی جدا نمیکرد و تلاش داشت نقش گفتوگوی عقلانی را در دموکراسی تقویت کند.
هابرماس در طول زندگی خود دهها کتاب و صدها مقاله منتشر کرد و آثارش بر نسلهای متعددی از فیلسوفان، جامعهشناسان و نظریهپردازان سیاسی تأثیر گذاشت.
بسیاری از تحلیلگران او را یکی از مهمترین نظریهپردازان دموکراسی مبتنی بر گفتوگو در جهان معاصر میدانند.
