سیاست

در سال ۲۰۲۵ طالبان همچنان در خلاء مشروعیت باقی ماندند

عکس از آرشیف

در سال ۲۰۲۵ میلادی، طالبان همچنان در خلأ مشروعیت جهانی باقی ماندند و روسیه به‌عنوان نخستین و تنها کشور در جهان، آنان را به رسمیت شناخت.

در این سال سفرهایی از سوی هیئت‌های امریکایی نیز به کابل با برایند آزادی چندین گروگان انجام شد؛ اما روابط طالبان و واشنگتن عادی نشد و اداره ترمپ فشارهای بر طالبان وارد کرد،‌ به‌شمول قطع کمک‌های مالی ایالات متحده به افغانستان و درخواست پس‌گیری پایگاه بگرام.

طالبان همچنان کوشیدند تا روابط شان را با برخی از کشورها به‌شمول هند،‌ آلمان و تاجیکستان بهبود ببخشند. در این میان،‌ گزارش‌های ملل متحد از اختلاف‌های درونی در رهبری طالبان خبر داد. مخالفان سیاسی آنان اما تاثیری بر وضعیت نگذاشتند.

یک‌سال دیگر از بی‌خیالی به مشروعیت داخلی و در خلاء مشروعیت جهانی؛ در ۲۰۲۵ همچنان بن‌بست سیاسی افغانستان نشکست. در نیمه‌ سال در جولای،‌ درشت‌ترین رویداد سیاسی برای طالبان رقم خورد، به‌رسمیت‌شناسی از سوی مسکو؛ اقدامی که هیچ کشور دیگر حاضر نشد هم‌رکاب مسکو و طالبان شود.

طالبان هم‌چنان در رویایی به‌رسمیت‌شناسی بین‌المللی ماندند.

ولادیمیر پوتین،‌ رئیس جمهور روسیه، گفت: «ما می‌بینیم که دولت کنونی افغانستان همه تلاش خود را برای عادی‌سازی اوضاع در این کشور به کار می‌گیرد. با این حال، همچنان مشکلات زیادی وجود دارد و خود رهبری افغانستان نیز این موضوع را می‌پذیرد.»

رویداد مهم دیگر برگشت دونالد ترمپ به کاخ سفید بود. برای نخستین‌بار امسال سفرهایی از سوی هیئت‌های امریکایی به کابل انجام شد با برایند آزادی چندین گروگان امریکایی،‌ اما در نهایت روابط واشنگتن با طالبان عادی نشد. آمدن ترمپ نه‌ تنها که کمک‌های مالی ایالات متحده به افغانستان را متوقف کرد،‌ فشارهای دیگری بر طالبان نیز به همراه داشت،‌ شبیه پافشاری ترمپ به بازپس‌گیری پایگاه هوایی بگرام و بازگرداندن سازوبرگ‌های جامانده‌ امریکایی از کشور.

دونالد ترمپ،‌ رئیس جمهور ایالات متحده، گفت: «می‌خواستیم با قدرت و عزت آن را ترک کنیم و پایگاه بزرگ بگرام را حفظ کنیم؛ یکی از بزرگ‌ترین پایگاه‌های هوایی جهان. اما آن را مجانی به آن‌ها دادیم. البته، راستی، ما در تلاش هستیم آن را پس بگیریم، این می‌تواند یک خبر نسبتاً فوری باشد. ما می‌خواهیم آن را پس بگیریم، چون آن‌ها به چیزهایی از ما نیاز دارند و ما آن پایگاه را می‌خواهیم.»

طالبان تاجایی هم‌پیمان کلیدی خود،‌ پاکستان را از دست داده‌اند؛ چنانچه روابط دو طرف بر سر مسئله تی‌تی‌پی تیره و تار است،‌ اما کشورهای دیگری به تعامل با طالبان پرداختند؛ شبیه هند،‌ آلمان و تاجیکستان، کشورهایی که رابطه‌ای با طالبان نداشتند. اما هیچ یک تا مرز به‌رسمیت‌شناسی طالبان پیش نرفت.

در داخل کشور،‌ پیوسته از شدت اختلاف‌های درونی طالبان گزارش شد،‌ به‌ویژه میان حلقه قندهار به رهبری هبت‌الله آخندزاده و حلقه حقانی. گزارش‌های ملل متحد اختلاف‌های شدید میان رهبری طالبان را تایید می‌کند و از تلاش هبت‌الله بر تمرکز قدرت در قندهار حکایت دارد. در تازه‌ترین مورد،‌ حقانی حکومتداری طالبان را نقد کرد.

سراج‌الدین حقانی،‌ وزیر داخله طالبان، گفت: «حکومتی که مردم را تنها از راه ترس اداره می‌کند حکومت نیست میان رعیت و حکومت خوب پیوند محبت و اعتماد وجود دارد.»

مخالفان سیاسی طالبان هم‌چنان بی‌هیچ تاثیری در وضعیت کشور در تبعید ماندند،‌ هرچند به شکل‌دهی حرکت‌ها و ائتلاف‌های تازه پرداختند. در تازه‌ترین مورد هم با حضور حنیف اتمر،‌ شماری از بازیگران سیاسی ائتلاف کردند اما در برابر مقاومت مسلحانه با طالبان ساکت ماندند.

ملل متحد در سال روان طرح موزاییک را برای شکستن بن‌بست سیاسی پیش کرد،‌ با موضوعاتی هم‌چون واگذاری نمایندگی‌های سیاسی افغانستان به طالبان و رفع تحریم‌ها؛ اما طرح به شکست انجامید. فرایند دوحه نیز که چشم‌انداز شکل‌دهی یک دولت فراگیر با مشارکت زنان را داشت،‌ ره به جایی نکشید و تنها در سطح گفتگو روی مبارزه با مواد مخدر و امور مالی و بانکی محدود ماند.

با این حال،‌ افغانستانِ با حاکمیت طالبان همچنان با فقدان مشروعیت داخلی و خارجی به‌سر می‌برد و تاثیر بن‌بست سیاسی هر روز زندگی مردم را خورد و خمیر می‌سازد.