کتاب «خندههای خدا» چهارمین مجموعه شعری مریم یارام، شاعر و نویسنده افغانستان، به دو زبان فارسی و انگلیسی، توسط نشرات آمازون در ایالات متحده انتشار یافت.
این شاعر افغانستان در این رابطه گفته است: «یکی از اهداف بلندمدت من این بوده است که یکی از کتابهایم در بیرون از افغانستان و در سطح جهانی چاپ شود. امروز، آن آرزو از دل کلمات به جهان واقعیت پا گذاشت. این لحظه برایم شبیه یک انقلاب درونی است.»
مریم یارام تاکید میکند که چاپ این کتاب پیروزی برای همه دختران افغانستان و برای هر دختری که قلم را بهعنوان چراغی در تاریکی بر میدارد، «مبارک» است. در روزهای سخت و طاقتفرسا، چنین دستآوردی چراغی است از امید و اثباتی است بر این حقیقت که آرزوها دیر یا زود به بار مینشینند.
او در مورد گزینش عبارت «خندههای خدا» برای عنوان این کتاب توضیح داده است: «شعر زبان رمزهاست؛ جهانی است که واژهها در آن از مرز واقعیت عبور میکنند و معنایی تازه میگیرند. وقتی میگوییم «خندههای خدا»، از خندهای جسمانی یا آسمانی سخن نمیگوییم؛ بلکه از لحظههایی میگویم که جهان ناگهان مهربانتر میشود، از امیدی که بیهیچ دلیل زمینی در دل میجوشد، از نوری که در میانه تاریکیها میدرخشد.»
خانم یارام افزوده که این مجموعه، صدای دختری است که «از جغرافیای رنج عبور کرده و کلماتش را از کوچههای زخمی، از خاطرات تلخ، از امیدهای خسته و از ایمان زنده به زندگی» به دوش کشیده است.
به باور او، شعرهای این کتاب از درد سخن میگویند؛ اما در همان حال بذر امید و بخشش را نیز در دل خواننده میکارند.
گفتنی است که این کتاب به شکل چاپی و نرمافزاری قابل دسترس است.
یکی از نمونهای از شعر این کتاب چنین است:
این روزها بد میبرم از بودنم حتا
میترسم از آیینه و از دیدنم حتا
افتادهام در کنج خانه اشک میریزم
افسرده استم خستهام از مُردنم حتا
شب در کنار خویش میخوابم به تنهایی
دست خودم را میبرم در گردنم حتا
هر لحظه با تردید میجنگم درون خویش
خود را چو یک دیوانه بر دَر میزنم حتا
دیگر امیدی نیست در من، ریشه خشکیده
من خسته از پیروزی و از بُردنم حتا
با خنده پنهان میکنم درد دلم اما
آشفته همچون باد در پیراهنم حتا
بیگانه استم از خودم از سایهام حتا
استم اضافی در جهان و در تنم حتا
