عبدالغفور روان فرهادی، از چهرههای برجسته فرهنگ و دیپلماسی کشور، شامگاه یکشنبه در ۹۶ سالگی در شهر سانفرانسیسکو در امریکا درگذشت.
او از نویسندگان و پژوهشگران شناختهشده در حوزه تاریخ، زبان و ادبیات فارسی و عرفان، و از دیپلماتهای باسابقه کشور بود که بیش از یک دهه نمایندگی این کشور را در سازمان ملل متحد بر عهده داشت.
روان فرهادی در اول سنبله ۱۳۰۸ خورشیدی در کابل، در خانوادهای فرهنگی، چشم به جهان گشود. پدرش، مولانا عبدالباقی، از آموزگاران لیسه استقلال بود و از همان سالهای کودکی او را با ادبیات فارسی و علوم دینی آشنا کرد.
استعداد او در زبانآموزی از نوجوانی آشکار بود؛ چنانکه در شانزدهسالگی ترجمههایش از زبان فرانسوی در روزنامه انیس منتشر میشد.
او پس از فراغت از لیسه استقلال، برای ادامه تحصیل به فرانسه رفت و در انستیتوت علوم سیاسی پاریس و دانشگاه سوربن در رشتههای علوم سیاسی، روابط بینالملل، زبانشناسی و ادبیات تحصیل کرد. روان فرهادی در ۲۵ سالگی رساله دکترای خود را درباره «فارسی دری افغانستان» نوشت و به دریافت درجه دکترا نائل شد. او در کنار زبانهای فارسی و پشتو، به زبانهای فرانسوی، انگلیسی، عربی، اسپانیایی، ترکی و اردو نیز تسلط داشت و با زبان بنگالی نیز آشنا بود.
پس از بازگشت به افغانستان، فعالیت خود را در وزارت امور خارجه آغاز کرد و همزمان در دانشکده حقوق دانشگاه کابل نیز تدریس میکرد. او در سالهای ۱۹۵۶ و ۱۹۵۸ به عنوان منشی اول سفارت افغانستان در کراچی خدمت کرد و پس از بازگشت به کابل، مدیریت ملل متحد و مدیریت روابط فرهنگی وزارت امور خارجه را بر عهده گرفت. یک سال بعد به عنوان مستشار سفارت افغانستان در واشینگتن منصوب شد.

روان فرهادی در سال ۱۹۶۴، در دوره صدارت دکتر محمد یوسف، به عنوان جوانترین مدیر عمومی سیاسی وزارت امور خارجه تعیین شد. او سپس در دورههای صدارت محمدهاشم میوندوال و نوراحمد اعتمادی، علاوه بر مسئولیتهایش در وزارت امور خارجه، منشی مجلس عالی وزیران نیز بود. در سال ۱۹۷۲ به عنوان سفیر افغانستان در فرانسه منصوب شد، اما چند ماه پس از کودتای ۱۳۵۲ از این سمت برکنار شد.
او در دهههای ۱۳۳۰ و ۱۳۴۰ خورشیدی همچنین به عنوان عضو هیئت افغانستان در نشستهای مجمع عمومی سازمان ملل متحد حضور داشت و از نزدیک در فعالیتهای دیپلماتیک این کشور مشارکت میکرد.
پس از کودتای ثور ۱۳۵۷، روان فرهادی از سوی حکومت وقت بازداشت و نزدیک به ۲۰ ماه را در زندان پلچرخی سپری کرد. او پس از آزادی، افغانستان را ترک کرد و به فرانسه و سپس امریکا رفت.

در سالهای مهاجرت، در دانشگاه پاریس سوم، دانشگاه کالیفرنیا در برکلی و انستیتوت بینالمللی اندیشه و تمدن اسلامی در مالیزیا به تدریس تاریخ، ادبیات فارسی و فرهنگ اسلامی پرداخت و همزمان در دفاع از آرمانهای مردم افغانستان در محافل علمی و بینالمللی فعال بود.
در سال ۱۹۹۳، به درخواست برهانالدین ربانی، رئیسجمهور وقت افغانستان، به عنوان نماینده دائمی و سفیر افغانستان در سازمان ملل متحد منصوب شد. او تا سال ۲۰۰۶ این مسئولیت را بر عهده داشت؛ دورهای که با جنگهای داخلی، حاکمیت طالبان و سپس تشکیل دولت جدید افغانستان همزمان بود.

از مهمترین دستاوردهای او، تلاش برای حفظ کرسی افغانستان در سازمان ملل متحد بود؛ کرسیای که با وجود تلاش طالبان و حمایت پاکستان برای واگذاری آن، در اختیار دولت وقت افغانستان باقی ماند. او بعدها گفته بود که طالبان «حتی برای پنج دقیقه نیز نتوانستند از افغانستان در سازمان ملل نمایندگی کنند.»
روان فرهادی در کنار فعالیتهای دیپلماتیک، از چهرههای برجسته پژوهش و ترجمه نیز به شمار میرفت. او آثار متعددی درباره تاریخ، زبان و فرهنگ افغانستان و شخصیتهایی چون خواجه عبدالله انصاری، مولانا جلالالدین بلخی، حکیم سنایی، امیرخسرو دهلوی، ابنسینا و حسین بن منصور حلاج منتشر کرد.
از مهمترین آثار او میتوان به «مقالات محمود طرزی»، «جنبش قانونگذاری در آغاز استقلال افغانستان»، «یاری شاهنامه فردوسی در پژوهش واژههای فارسی» و ترجمه آثاری از لویی ماسینیون، رابیندرانات تاگور و آلبر کامو اشاره کرد.
برخی از مهمترین آثار و ترجمههای عبدالغفور روان فرهادی:
زبان تاجیکی ماوراءالنهر
تاریخ تلفظ و صرف زبان پشتو
یاری شاهنامه فردوسی در پژوهش واژههای فارسی
مقالات محمود طرزی
جنبش قانونگذاری در آغاز استقلال افغانستان
خواجه عبدالله انصاری هروی
ابنسینا و عرفان
زندگی و آثار امیرخسرو دهلوی
ترجمه «منازل السائرین» اثر خواجه عبدالله انصاری
ترجمه «حسین بن منصور حلاج» اثر لویی ماسینیون
ترجمه «سرود نیایش (گیتانجلی)» اثر رابیندرانات تاگور
ترجمه «سوءتفاهم» اثر آلبر کامو
ترجمه نمایشنامه «توپاز» اثر مارسل پانیول
سرگذشت پیر هرات (ترجمه اثر سرژ دو بورکوی)
احوال عاشقان در شعر عارفان
جملات کوتاه انگلیسی در کنفرانسهای بینالمللی
او به چندین زبان زنده دنیا، از جمله فارسی، پشتو، فرانسوی، انگلیسی، عربی، اسپانیایی، ترکی و اردو تسلط داشت و سالهای پایانی عمر خود را نیز به پژوهش، ترجمه و نگارش اختصاص داده بود. از آخرین پروژههای پژوهشی او، کار بر روی غزلهای عربی مولانا جلالالدین بلخی بود.
روان فرهادی همچنین به دلیل ترجمه و پژوهش درباره اثر «منازل السائرین» خواجه عبدالله انصاری، جایزهای از ریاستجمهوری ایران دریافت کرد، اما مبلغ این جایزه را به پرورشگاه کابل اهدا کرد تا صرف کودکان بیسرپرست شود.
