جهان و منطقه

نگاهی به روابط قطر و اسرائیل

درست ۲۳ سال پس از تأسیس دولت اسرائیل، دولت قطر پس از آن‌که بریتانیا در سال ۱۹۶۹ حوزه خلیج را ترک کرد، به‌عنوان یک دولت شاهی در سال ۱۹۷۱ عرض‌اندام نمود.

این کشور ثروتمند عربی در زمره کشورهای عربی و اسلامی است که با عضویت در سازمان همکاری اسلامی و سازمان ملل متحد، از داعیه تأسیس دولت فلسطین به اشکال گوناگون دفاع کرده است. قطر در کنار کمک‌های مالی، بشری و سیاسی به مردم فلسطین، در عین حال به‌عنوان یکی از پایگاه‌های حل اختلاف آنان در سطح بین‌المللی، به‌ویژه با اسرائیل و غرب از جمله با امریکا شناخته می‌شود.

پیش از توافق اسلو (Oslo Accord) در سال ۱۹۹۰ که برای نخستین بار میان سازمان آزادی‌بخش فلسطین و اسرائیل صورت گرفت، اسرائیل در سیاست خارجی دولت قطر به‌عنوان کشور خصم تعریف می‌شد. اما بعد از توافق مذکور که مفاد آن عبارت بود از:

اسرائیل اداره خودگردان فلسطین را به رسمیت شناخت و اداره خودگردان فلسطین نیز اسرائیل را به رسمیت شناخت؛

اداره خودگردان فلسطین، اداره داخلی مناطق کرانه باختری و نوار غزه را به عهده گرفت؛

تأسیس دولت انتقالی فلسطین برای مدت پنج سال تحت عنوان اداره خودگردان فلسطین؛

خودمختاری فلسطینی‌ها در امور معارف، صحت، اقتصاد و پولیس؛

خروج تدریجی اسرائیل از برخی نقاط اشغالی فلسطین (مناطق کرانه باختری و غزه)؛

آغاز مذاکره پیرامون قدس، شهرک‌های یهودی‌نشین و آوارگان فلسطینی.

با این تحولات و پس از این توافق، روابط اسرائیل و قطر از حالت خصمانه قبلی تغییر کرد، چنان‌که در سال ۱۹۹۳ نخستین تماس‌های مستقیم میان اسرائیل و قطر برقرار شد. در سال ۱۹۹۶ دو کشور دفاتر تجارتی در پایتخت‌های یکدیگر ایجاد کردند، اما این روابط بعد از سال ۲۰۰۰ میلادی به دلیل سرکوب مبارزات مردم فلسطین توسط ارتش اسرائیل، که به انتفاضه دوم شهرت یافت، بار دیگر قطع شد. سپس در سال ۲۰۰۵، پس از عقب‌نشینی اسرائیل از بخش‌هایی از غزه، روابط دو کشور دوباره برقرار شد.

اما این بار هم روابط دوام نیاورد و جنگ اسرائیل در غزه در سال‌های ۲۰۰۸ و ۲۰۰۹ موجب توقف دوباره آن شد.

از سوی دیگر، قطر از سال ۲۰۱۲ تاکنون با موافقت امریکا به دفتر سیاسی حماس به‌عنوان کانال ارتباطی با جهان در قلمرو خود اجازه فعالیت داده و همچنان با اطلاع رسمی اسرائیل، ماهانه ۳۰ میلیون دالر به حماس و غزه کمک می‌کند.

اینک، پس از روابط پر فراز و نشیب میان دو کشور، به روز ۹ سپتامبر ۲۰۲۵ دفتر سیاسی حماس در قطر مورد حمله ناگهانی اسرائیل قرار گرفت. این در حالی است که حماس ـ به احتمال قوی با تشویق قطر و برخی کشورهای عربی دیگر ـ طرح آتش‌بس دولت ترمپ را پذیرفته بود و قرار بود رسماً آن را اعلام کند.

با این حمله اسرائیل بر قلمرو قطر، که در حقیقت نقض حاکمیت آن از نظر حقوق بین‌المللی محسوب می‌شود، موارد زیر استنباط می‌گردد:

۱. اسرائیل آماده آتش‌بس نیست و این روند را که از سوی اداره ترمپ ارائه شده بود، به چالش می‌کشد؛

۲. اسرائیل ممکن است بخواهد از طریق استعمال قوه، دشمنان سنتی و عقیدتی خود را از منطقه حذف کند؛

۳. اسرائیل به دلیل عدم تمایل به آتش‌بس، در صدد اشغال بیشتر سرزمین‌های فلسطینی است.

اما تأثیرات آن بر منطقه:

خدشه‌دار شدن روابط کشورهای عربی، به‌ویژه اعضای شورای همکاری خلیج (عربستان، امارات متحده عربی، قطر، کویت، بحرین و عمان) با امریکا که از شرکای بزرگ اقتصادی و استراتژیک آنان به شمار می‌رود؛

ادامه تنش در خاورمیانه؛

ایجاد نهادهای جدید سیاسی و امنیتی توسط کشورهای عضو شورای همکاری خلیج؛

به چالش کشیده شدن منافع امریکا در میان متحدان عربی حوزه خلیج.

نصرالله ستانکزی آگاه مسایل سیاسی و بین المللی و استاد پیشین دانشکده حقوق‌ و علوم‌ سیاسی در دانشگاه کابل است.

مسئولیت محتوای مقاله‌هایی‌ که‌ در بخش دیدگاه وب‌سایت آمو منتشر می‌شوند به‌ دوش نویسندگان‌ آن است.