در حالیکه بیش از ۶۹ درصد جمعیت افغانستان با درآمد ناکافی دستوپنجه نرم میکنند، افراد دارای معلولیت میگویند که شرایط زندگی برای آنان بهمراتب دشوارتر و شکنندهتر است.
در کوچهپسکوچههای کابل، میان هیاهوی روزمره، کسانی هم هستند که صدایشان شنیده نمیشود؛ کسانی که سالها با معلولیت زندگی میکنند اما زیر بار فقر و بیتوجهی فراموش شدهاند.
سید آقا، یکی از شهروندان دارای معلولیت میگوید: «سی سال است که معلول هستم. پایم از سهجا شکسته و فلج شده. کار کرده نمیتوانم، زندگیام خراب است، حدود سه ماه میشود که کرایه خانه را داده نتوانستیم.»
حبیب احمد، فرد دیگری که ۱۵ سال پیش دچار معلولیت شده است، از بیتوجهی نهادهای مسئول شکایت دارد: «هیچ ارگانی برایم کمک نکرده است. بیکار هستم و شش ماه میشود که از کرایه خانه قرضدار ماندهام.»
کارشناسان باور دارند که با فراهمسازی زمینههای کاری میتوان افراد دارای معلولیت را از حاشیه به متن جامعه آورد.
عبدالظهور مدبر، استاد دانشکده اقتصاد، میگوید: «معلولین میتوانند در بخشهایی مانند گرافیک دیزاین، صنایع کوچک و قالینبافی مشغول کار شوند، اما دولتها باید زمینهسازی کنند. در غیر آن، آنان همچنان از چرخه اقتصاد و اجتماع بیرون خواهند ماند.»
افغانستان طی چهار دهه جنگ و ناامنی شاهد افزایش شمار افراد دارای معلولیت بوده است؛ کسانی که در نتیجه جنگها، انفجارها یا بیماریها توانایی جسمیشان را از دست دادهاند و امروز در بیسرنوشتی و حاشیهنشینی روزگار میگذرانند.
