افغانستان

کمیسیون جنگ افغانستان: سیاست‌های ظرفیت‌سازی امریکا به تضعیف حاکمیت و نهادهای افغانستان انجامید

عکس از آرشیف

کمیسیون جنگ افغانستان، که از سوی کانگرس ایالات متحده برای بررسی ۲۰ سال حضور امریکا در افغانستان تشکیل شده، در دومین گزارش خود گفته که در حالی که ایالات متحده، خوداتکایی دولت افغانستان را شرط اساسی برای پایان جنگ می‌دانست، روش‌هایی که در چارچوب سیاست‌های ظرفیت‌سازی نهادهای دولتی به‌کار گرفته شد اغلب خارج از کنترل دولت افغانستان بودندو در عمل، حاکمیت آن را تضعیف کردند.

در این گزارش از اجرای خدمات موازی توسط قراردادی‌ها، نهادهای امریکایی و واحدهای نظامی به عنوان بخشی از این روش‌ها یادآوری شده است.

در این گزارش آمده است که این رویکرد، احتمالاً بر حاکمیت ملی افغانستان تأثیر منفی گذاشته و به شکنندگی بلندمدت نهادهای دولتی کمک کرده است.

در بخشی از گزارش تأکید شده است: «به‌ویژه ارتش افغانستان، یعنی نیروهای ملی دفاعی و امنیتی، وابسته به سامانه‌های حمایتی خارجی باقی ماندند؛ سامانه‌هایی که خود قادر به ساخت یا حفظ آن‌ها نبودند.»

کمیسیون همچنین به وابستگی نهادهای مختلف افغان به حمایت‌های خارجی پرداخته و می‌نویسد که از ساختار نیروهای امنیتی تا اداره محلی، بسیاری از نظام‌ها به‌شدت تحت‌تأثیر کمک‌های ایالات متحده و دیگر اهداکنندگان خارجی شکل گرفته بودند و بدون تأمین مالی مستمر از خارج، ناپایدار می‌ماندند.

تلاش‌های امریکا در زمینه حمایت از حکمرانی نیز اغلب با چشم‌اندازهای متضاد همراه بوده است. در مواردی، آژانس‌های امریکایی دولت مرکزی در کابل را دور زده و مستقیماً به مقام‌های محلی در سطوح ولایتی و ولسوالی کمک می‌کردند؛ امری که مشروعیت دولت مرکزی را تضعیف و این تصور را تقویت می‌کرد که قدرت واقعی در دست بازیگران خارجی است. در مناطق مورد منازعه، ایالات متحده به جای حمایت از حکمرانی فراگیر، به تقویت زورمندان محلی اولویت داده و به این ترتیب، شبکه‌های غیررسمی را نهادینه کرده است. در نتیجه، بسیاری از این بازیگران محلی بیش از آن‌که پاسخ‌گوی دولت افغانستان باشند، به کمک‌کنندگان خارجی پاسخ می‌دادند.

کمیسیون گفته که این موضوعات را از طریق انجام مصاحبه‌ها و گفت‌وگوهای بیشتر با افغان‌ها دنبال خواهد کرد.

در بخش دیگری از گزارش، تأثیر این ساختارها بر ظرفیت‌سازی نهادهای افغان، برداشت عمومی از مشروعیت حکومت، و گسترش اشکال مختلف فساد – از جمله تلفات انسانی، اختلاس و سوءاستفاده – بررسی شده است.

کمیسیون همچنین تأکید می‌کند که فساد سیستماتیک، که با جریان کمک‌های خارجی تسهیل و تشدید شد، به فرسایش اعتماد عمومی، تضعیف اقتدار دولت و پیچیده‌تر شدن تلاش‌ها برای پایان جنگ منجر شد.

نقش پاکستان در جنگ افغانستان

در ادامه این گزارش، کمیسیون جنگ افغانستان به نقش پاکستان در جنگ نیز پرداخته و می‌نویسد که این کشور در حمایت از عملیات‌های اولیه ضدتروریستی امریکا نقش مهمی ایفا کرده و زمینه را برای مختل‌سازی شبکه‌های القاعده در خاک خود فراهم کرده است.

بر پایه این گزارش، پاکستان همچنین مسیرهای کلیدی تأمین تدارکات نیروهای ائتلاف در افغانستان را فراهم نمود و در عین حال، از آن‌ها به‌عنوان اهرم فشار بهره گرفت. با این حال، به دلیل نبود هماهنگی با استراتژی امریکا در قبال طالبان، این همکاری‌ها کامل و مؤثر نبود.

در گزارش آمده است: «این وضعیت به‌طور مداوم تلاش‌های امریکا برای مقابله با شورش و ایجاد ثبات در افغانستان را با چالش روبه‌رو کرد.»

گزارش می‌افزاید که هرچند حمایت پاکستان در تضعیف رهبری القاعده و کاهش توان عملیاتی این گروه مؤثر بود، اما فراهم کردن پناهگاه امن برای طالبان، به منشأ اصلی تنش در روابط امریکا و پاکستان بدل شد و در نهایت، اسلام‌آباد حمایت چشمگیری از شورش طالبان انجام داد.

کمیسیون می‌نویسد: «همواره این پرسش مطرح بود که ایالات متحده چه ابزارهای مؤثری برای پاسخ‌گویی به این وضعیت در اختیار داشت؛ ابزارهایی که شامل فشارهای سیاسی، نظامی و اقتصادی بودند.»

اکنون این کمیسیون در حال بررسی تصمیم‌گیری‌ها و مباحث مرتبط با روابط دوجانبه واشنگتن و اسلام‌آباد است؛ به‌ویژه این‌که سیاست‌گذاران امریکایی با گذشت زمان، روابط و حمایت پاکستان از طالبان افغان را چگونه تحلیل و مدیریت کردند. این بررسی همچنین در پی آن است که روشن کند تجربه افغانستان چه درسی درباره محدودیت نفوذ خارجی می‌آموزاند؛ به‌ویژه زمانی که منافع کشورهای هم‌پیمان با منافع ایالات متحده هم‌راستا نیستند.